تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
7 - رئيس مذهبى ايرانيان ( مؤبد مجوس ) در آن شب تولّد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، در عالم خواب ديد : شتران نيرومندى ، اسبهاى عربى را مىكشيدند و از دجله گذشتند و داخل بلاد ايرانيان شدند ، و طاق ايوان كاخ شاه ايران ، از وسط شكافته شد ، و از دجله كه بناهائى در آن ساخته بودند و آن را پر كرده و آبش را خشك نموده بودند ، آب جارى شد و نورى در آن شب از جانب حجاز پخش گرديد كه تا مشرق كشيده شد ، و در تمام جهان ، هيچ تختى از پادشاهان بجاى خود نماند مگر اينكه صبح آن شب واژگون شد ، و پادشاهان در آن روز لال شدند ، بطورى كه تا شب نتوانستند سخن بگويند . دانش كاهنان نابود ، و سحر ساحران بىاثر شد و بين همهء كاهنان عرب و همزادشان ( كه اخبار پنهانى را به آنها مىدادند ) جدائى افتاد ، و قبيلهء قريش در ميان عرب ، داراى مقام عظيم شدند ، و با عنوان « آل اللّه » ( دودمان خدا ) ناميده شدند . امام صادق عليه السّلام فرمود : « از اين رو به آنها « آل اللّه » گفتند كه آنها در مكّه كنار بيت اللّه الحرام ( كعبه ) بودند » .

گزارش آمنه عليها السّلام از هنگام ولادت پيامبر [ ص ]

صلّى اللّه عليه و آله حضرت آمنه [ مادر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ] مىگويد : سوگند به خدا ، هنگامى كه فرزندم قدم به دنيا نهاد ، دستش را بر زمين گذاشت و سرش را به سوى آسمان بلند كرد ، و به آسمان نگريست ، سپس نورى از او نمايان شد و همه جا را روشن نمود ، در ميان آن نور ، صدائى از گوينده‌اى شنيدم كه مىگفت : انّك قد ولّدت سيّد النّاس فسمّيه محمّدا : « همانا تو ، سرور و آقاى همهء انسانها را زائيدى ، نام او را محمّد صلّى اللّه عليه و آله بگذارد » .

شكر و سپاس عبد المطّلب

از آن پس ، آن مولود گرامى را نزد عبد المطّلب ( جدّ اوّل پيامبر صلّى اللّه عليه