تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
« علّت وفات امام سجّاد عليه السّلام آن بود كه : وليد بن عبد الملك ، آن حضرت را ( به طور مرموزى ) مسموم كرد » وقتى كه جنازهء آن حضرت را به خاك سپردند ، همسرش بر روى قبر او ، خيمه‌اى برپا نمود . 5 -

دو فراز از دعاهاى امام سجّاد عليه السّلام

1 - آن حضرت همواره اين دعا را مىخواند : اللّهمّ من انا حتّى تغضب علىّ ، فو عزّتك ما تزيّن ملكك احسانى ، و لا يقبّحه إساءتي ، و لا ينقص من خزائنك غنائى ، و لا يزيد فيها فقرى : « خداوندا ! من كيستم كه تو بر من غضب كنى ، سوگند به عزّتت ، احسان و نيكوكارى من ، عظمت مقام تو را زينت نمىبخشد ، و كارهاى نازيباى من ، آن مقام را نازيبا نخواهد كرد ، و بىنيازى من ، چيزى از خزائن تو نمىكاهد ، و فقر من چيزى بر آن نمىافزايد » . 2 - يكى از دعاهاى او چنان كه در كتاب « صحيفهء كامله » [ قسمت آخر دعاى 50 ] آمده ، و خود آن حضرت ، آن را انشاء نموده اين است : اللّهمّ بالمخزون من اسمائك ، و بما وارته الحجب من بهائك ، الّا رحمت هذه النّفس الجزوعة ، و هذه الرّمة الهلوعة الّتى لا تستطيع حرّ شمسك ، فكيف تستطيع حرّ نارك ، و الّتى لا تستطيع صوت رعدك ، فكيف تستطيع غضبك ، فارحمنى ، اللّهمّ فانّى امرؤ حقير ، و خطرى يسير ، و ليس عذابى ممّا يزيد فى ملكك مثقال ذرّة - تا آخر دعا ترجمه : : « پروردگارا ! به نامهاى مقدّس تو ، آن نامها كه مخزون و پوشيده است ، سوگندت مىدهم ، به انوار عاليهء تو ، آن نورها كه در حجابها مكتوم است ، سوگندت مىدهم ، بر نفس درمانده و ذليل من ببخشاى ، و اين جسم ضعيف را كه در برابر حرارت خورشيد تو طاقت مقاومت نياورد ، به عقوبت و عذاب ، دچار مساز . يا ربّ ! من كه طاقت ندارم نور آفتاب تو را بتابم ، چگونه در شعله‌هاى دوزخ تو طاقت خواهم آورد ، من كه يارايم نيست ، خروش رعد تو را بشنوم ، با كدام