برّه ) شهرى در نقطه دور از سرزمين شام است كه در دو فرسخى شهر عسقلان قرار دارد . قبر او در همانجا است . شافعى ( رئيس مذهب شافعى ) در آنجا چشم به جهان گشود . مطرد خزاعى در سوگ هاشم چنين گفت :
مات النّدى بالشّام لمّا أن ثوى * اودى بغزّة هاشم لا يبعد
فجفانه ورم لمن ينتابه * و النّصر اولى باللّسان و باليد
: « آن جوانمرد بخشنده ، هاشم پس از ورود به سرزمين شام ، در شهر « غزّه » از دنيا رفت ، ولى او زنده و حاضر است و كاسههاى غذاى او براى آنان كه پياپى نزد او مىآمدند روان مىباشد ، و پيروزى با زبان و دست ، بهتر از ساير پيروزىهاست » .
4 - فرزند عبد مناف
هاشم [ جدّ دوم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ] فرزند عبد مناف است . نام عبد مناف مغيره بود ، و به خاطر زيبائى چهرهاش به او « ماه » مىگفتند . مادر او « حبّى » دختر حليل نام داشت ، قبرش در مكّه در كنار قبر عبد المطّلب [ در قبرستان حجون ] مىباشد . شاعر در مدح عبد مناف مىگويد :
كانت قريش بيضة فتفلّقت * فالمخّ خالصها لعبد مناف
: « قريشيان همچون كلاهخود استوار و محكم بودند ، آن كلاهخود شكافته شد ، مغز آن بطور خالص از آن عبد مناف است » « 1 » .
5 - فرزند قصىّ
نام قصىّ [ جدّ چهارم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ] زيد بود . مادر او « فاطمه » دختر سعد نام داشت . او همان كسى است كه طايفهء خزاعه را از مكّه اخراج كرد ، و افراد قبيلهء خود را كه در كوهها و بيابانها و درّههاى اطراف پراكنده شده بودند ، در مكّه به گرد هم آورد ، از اين رو به او « مجمّع » ( گردآورنده ) گفتند . شاعر در اين
هامش
( 1 ) در اين شعر ، عبد مناف ، نسبت به قريشيان ، به مغز نسبت به سر تشبيه شده و به عبارت ديگر :
عبد مناف در قبيلهء قريش به عنوان وجودى كه مايه استوارى و توانمندى آنهاست ياد شده است .