تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
از دنيا رفت ، و قبرش در قبرستان حجون ، زيارتگاه معروف مسلمانان است ، و قبر شريف ابو طالب عليه السّلام نيز در آنجا قرار دارد .

3 - فرزند هاشم

عبد المطّلب فرزند هاشم است « 1 » كه شاعر در شأن سخاوت و غذارسانى هاشم به مردم مىگويد :
عمرو العلى هشم الثّريد لقومه * و رجال مكّة مسنتون عجاف
: « عمرو العلى ، نان را در آب گوشت خرد و تريد مىكرد و به افراد قوم خود مىرسانيد ، در آن وقت كه مردم مكّه دستخوش قحطى شده بودند و بر اثر قحطى گرسنه بودند و قدرت غذارسانى نداشتند » . مادر هاشم ، عاتكه دختر مرّه سلميّه نام داشت ، كه هاشم را با برادرش عبد شمس ، دوقلو زائيد « 2 » به گونه‌اى كه انگشتان يكى از آنها به پيشانى ديگرى چسبيده بود ، آن را جدا نمودند ، خون جارى شد . بعضى گفتند [ و فال زدند ] كه : بين اين دو نفر همواره خونريزى رخ مىدهد [ اتفاقا چنين شد ، و بين نسل اميّه ( بنى اميّه ) كه از فرزندان عبد شمس بودند ، با نسل هاشم ( بنى هاشم ) سالها درگيرى و جنگ و خونريزى رخ داد ] . هاشم سرپرست دو مقام « سقايت » ( آبرسانى به حاجيان ) و « رفادت » ( غذارسانى به حاجيان شد ) « 3 » . هاشم [ در 20 يا 25 سالگى ] در سرزمين « غزّه » از دنيا رفت . غزّه ( بر وزن
هامش
زمزم ، آن را مركز آبرسانى حاجيان قرار داد 4 - ديهء قتل را صد شتر قرار داد 5 - طواف كعبه را كه به عدد خاصّى ، تعيين نشده بود ، با تعيين نمودن هفت شوط مقرّر نمود ، خداوند همهء اين پنج سنّت را در اسلام امضا كرد ( مترجم ) ( 1 ) نام هاشم ، « عمرو » بود و به خاطر مقام ارجمندش ، او را « عمرو العلى » مىخواندند ( مترجم ) ( 2 ) هاشم پسر بزرگ عبد مناف ، و مطّلب پسر كوچك او بود . ( 3 ) و همين موجب دشمنى عبد شمس با او گرديد ، و در نسل آنها ، درگيريها بوجود آمد ( مترجم )