قرار مىگيرند ، و مردم كه در حال نماز و دعا و خواندن قرآن و به تماشاى ضريح اشتغال داشتند ، منتظر ماندند آن بيماران زمينگير شفا يابند و برخيزند . وقتى كه نيمى از شب يا دو سوم شب مىگذرد همهء آن بيماران در حالى كه سلامتى خود را بازيافته بودند بدون هيچ گونه رنج برخاستند و همه با هم گفتند :
لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، علىّ ولىّ اللّه
: « معبودى جز خداى يكتا و بىهمتا نيست ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله رسول خدا است ، على عليه السّلام ولىّ خدا مىباشد » .
اين كرامت ، بين شيعيان بسيار معروف و مشهور است ، و من آن را از افراد موثّق آنها شنيدهام ، ولى در آن شب ، خودم حاضر نبودهام . در مدرسهاى كه در آن از مهمانان پذيرائى مىشود ، سه نفر مرد زمينگير را كه يكى اهل روم و ديگرى اهل اصفهان و سوّمى اهل خراسان بود ديدهام ، از حال آنها جويا شدم ، به من گفتند كه آنها « شب محيا » ( شب 27 رجب ) را درك نكردهاند و در انتظار آن شب ، در سال آينده هستند . در چنين شبى مردم از شهرهاى مختلف در حرم على عليه السّلام به گرد هم مىآيند ، و ( اهل نجف ) در اين ايّام براى خريدوفروش ، به مدّت ده روز ، بازار بزرگى تشكيل مىدهند .
گزارش ابن بطوطه دربارهء محل سياه
ابن بطوطه در سفر نامهء خود مىافزايد : در ناحيهء غربى بيابان كوفه ، محلّى بسيار سياه را ديدم كه در فضاى سفيد قرار داشت ، به من خبر دادند كه اين جايگاه سياه ، محلّ قبر بدبخت روزگار ، ابن ملجم ( قاتل على عليه السّلام ) است . مردم كوفه هر سال هيزم بسيار در آنجا جمع مىكنند ، و در روى قبر او هفت روز آتش روشن مىنمايند .
در نزديك آنجا بارگاهى ديدم . به من خبر دادند كه قبر « مختار بن أبى عبيده » در آنجا قرار دارد ( پايان قسمتى از گفتار ابن بطوطه ) .