380 - مردى بنام هيثم پس از آنكه با همسر خود همبستر شد به مدّت شش ماه به مسافرت رفت . پس از آنكه او از مسافرت برگشت همسرش فرزندى به دنيا آورد .
اما به همسر خود بدگمان شده و از قبول فرزند امتناع ورزيد .
سپس او به نزد عمر رفته و جريان را براى او بازگو نمود .
آنگاه عمر دستور داد تا آن زن سنگسار گردد .
و هنگاميكه خبر سنگسار شدن اين زن به امير المؤمنين عليه السلام رسيد حضرت بىدرنگ خود را به نزد آن زن رسانده و او را از سنگسار شدن نجات داد . سپس به عمر فرمود :
در هنگام قضاوت كردن صبور و خويشتندار باش . و عجله نكن .
اين زن راست مىگويد . زيرا نوزاد شش ماهه نيز به دنيا مىآيد .
و در آيهء : حمله و فصاله ثلاثون شهراً . و الوالدات يرضعن أولادهنّ حولين كاملين .
به اين حقيقت اشاره شده است .
آنگاه عمر گفت : اگر على نبود عمر هلاك مىشد .
سپس عمر دستور داد كه آن زن را رها كنند و كودك را به آن مرد ملحق نمود « 1 » .
هامش
( 1 ) -
كان الهيثم في جيش . فلمّا جائت امرأته - بعد قدومه بستّة أشهر - بولد . فأنكر ذلك منها .
و جاء به عمر و قصّ عليه . فأمر برجمها . فأدركها عليّ عليه السلام من قبل أن ترجم .
ثمّ قال عليه السلام لعمر : إربع على نفسك . إنّها صدقت .
إنّ اللَّه تعالى يقول : وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً
( 1 ) .
و قال تعالى : وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ
( 2 ) .
فالحمل و الرضاع ثلاثون شهراً .
فقال عمر : لو لا عليّ لهلك عمر . و خلّى سبيلها . و ألحق الولد بالرجل
( مناقب آل أبي طالب عليهم السلام ج 2 ص 407 ) . ( راجع : تأويل الآيات ج 2 ص 581 ) .
1 ) الأحقاف : 15 .
2 ) البقرة : 233 . -