- فَيَنقُصُ من البَدَنِ ( كَالدَّواءِ الحادِّ )
- أو يَزِيدُ فيه ( كَالمُنبِتِ لِلَّحمِ « 1 » )
- أو يَمنَعُ ما يَخرُجُ
- أو يُغَيِّرُ المِزاجَ .
مىكاهند ( مانند داروهاى حاد ) ، يا بر آن مىافزايند ( مانند داروهاى روياننده گوشت ) ، يا مانع خروج چيزى از بدن مىشوند ، و يا مزاج را دگرگون مىكنند .
و ذلك بِالتَّقطيرِ ، و التَّنطيلِ ، و الطِّلاءِ ، « 2 » و التَّكميدِ ، و ما أشبَهَ ذلك .
شيوههاى استفاده از داروهاى غير خوردنى به صورت قطور ، نطول ، طِلا ، كماد ، و مانند آنهاست . « 3 »
هامش
( 1 ) . ب : ( اللحم ) ساقطة .
( 2 ) . ب : ( و الطلاء ) ساقطة .
( 3 ) . داروهاى غير خوردنى را مىتوان اين چنين تقسيم كرد :
- بوى يدنى ( مثل شموم : داروهاى بوييدنى را گويند . و عطوس : ادويه عطسهآور . و لخلخه : داروى رقيق و خوشبو كه در شيشه افكنند و استشمام نمايند ) .
- پاشى دنى ( مثل ذرور : داروى خشك سائيده كه در چشم يا جراحت پاشند ) .
- چكاندنى ( مثل قطور : دارويى مايع كه در گوش و چشم و بيني و مانند آن مىچكانند . و سعوط : داروى مايعى كه در بيني چكانند ) .
- برداشتنى ( مثل حمول و فرزجه ) .
- دمى دنى ( مثل نفوخ : دارويى نرمسائيده كه در بيني يا بر كام دمند ) .
- رساندنى ( مثل بخور : رساندن دود برخاسته از داروهايى كه در آتشدان بسوزانند به حلق و گوش و رحم و . . . . و وجور : داروى مايعى كه در حلق ريزند . و نيز حقنه و انكباب ) .
- رى ختنى ( مثل نطول و سكوب : داروهاى مايعي كه به نحوي خاص بر بدن ريزند ) .
- كشى دنى ( مثل كحل : دارويى نرمساييده كه با ميل در چشم كشند . و برود : دارويى سرد كه در چشم كشند . و شافه چشم : ادويه كوفته و به هم آميخته كه شياف سازند و به آب سائيده در چشم كشند ) .
- گذاردنى ( مثل ضماد : دارويى غير سيال كه بر عضو گذارند . و طلا : دارويى رطب و سيال كه بر عضو گذارند . و كماد : دارويى گرم كه بر عضو گذارند ) ،
- مالى دنى ( مثل تدهين : ماليدن روغن بر تن . و تمريخ : ماليدن چيزي تر و غير روغنى بر تن . و سنون : دارويى ساييده كه بر دندان مالند ) .
- نشستنى ( مثل آبزن : تشت يا حوضى حاوى دارو كه در آن نشينند ) .
- نهادنى ( مثل شافه : دارويى مفرد يا مركب كه شياف سازند و در دبر يا قبل كنند . و نيز فتيله ) .