الفصل الرابع : في تَدبيرِ النَّومِ و اليَقظَةِ
فصل چهارم : خواب و بيدارى
الف . خواب
خَيرُ النَّومِ ما كانَ بَعدَ انحِدارِ الطَّعامِ عن فَمِ المَعِدَةِ .
بهترين زمان خواب ، وقتى است كه غذا ، در فرآيند هضم ، از دهانه معده به پايين رفته باشد . « 1 »
و يَجِبُ أن يَكونَ مُعتَدِلًا ، فَإِنَّهُ يُمَكِّنُ القوةَ من أفعالِها و يُكَثِّرُ جَوهَرَ الرُّوحِ .
خواب بايد به اندازه معتدل ( نه كم و نه زياد ) باشد ، زيرا خواب معتدل نيروى طبيعى را بر انجام بهتر كارهايش قادر مىسازد و جوهر روح را زياد مىگرداند .
و النَّومُ على الجوعِ رَدِىءٌ مُسقِطٌ لِلقُوَّةِ و مُهَزِّلٌ لِلبَدَنِ .
خوابيدن در حال گرسنگى بد است و سبب سقوط قوه و لاغرى
هامش
( 1 ) . منظور زمانى است كه غذا از سر معده فرود آمده و به ته معده رسيده باشد و اين را از سبكي معده مىتوان فهميد . برگرفته از مفرح القلوب .