- و قِلَّةُ الأكلِ
- و الحَرَكَةُ المُفرِطَةُ .
- كمخورى .
- زيادهروى در حركت .
و أسبابُ المَرَضِ الرَّطبِ أربَعَةٌ :
پيدايى بيماريهاى داراى طبع تر را نيز چهار سبب است :
- مُلاقاةُ مُرَطِّبٍ بِالفِعلِ
- و مُلاقاةُ « 1 » مُرَطِّبٍ بِالقُوَّةِ .
- و كَثرَةُ الأكلِ
- و السُّكُونُ المُفرِطُ .
- قرار گرفتن در معرض چيزهايى كه طبع آنها بالفعل « 2 » يا بالقوه « 3 » تر است .
- پرخورى « 4 »
- و بىحركتى و تنآسايى بسيار . « 5 »
و لنَتَكَلَّم في أسبابِ مَرَضِ التَّركِيبِ :
اسباب پيدايش بيماريهاى تركيب
اسباب مرض خلقت
أمّا أسبابُ فَسادِ الشَّكلِ فهو :
- إمّا قُصُورُ القُوَّةِ المُصَوِّرَةِ
الف . اسباب مرض شكل عبارتند از :
- كمكارى قوه مصوره .
هامش
( 1 ) . ب : ( و ملاقاة ) او .
( 2 ) . مانند هواي معتدل و استحمام به آب شيرين كه شديد الحر نبود و به اعتدال باشد و بعد هضم طعام يا بر طعام واقع شود .
( 3 ) . همچون ادويه كه بالطبع مرطب باشند و بر ظاهر بدن مستعمل گردند و مرطبات مشروبه غذا باشد يا دوا .
( 4 ) . و ظاهر است كه از تكثير غذا ابخره رطبه بيشتر متولد مىگردند و پيداست كه با وجود تكثير طعام ، حال آن رجل كالانعام از دو حال بيرون نيست ؛ يا حار البدن است يا بارد البدن ، در صورت اول تولد خون افزون تر مىشود و در ثاني تولد بلغم و خون و بلغم لا محاله مرطب اند . و وجه ديگر در ترطيب اكثار گفته اند كه اكثار مرطب است ، بهر آن كه حرارت غريزي را مىپوشد و مقرر است كه ابرد مما ينبغي بدن را ارطب مما ينبغي مىگرداند .
( 5 ) . و ظاهر است كه به سبب سكون كثير رطوبت بسيار جمع مىآيد در بدن ، بنا بر عدم تحليل كه از حركت واجب مىگردد و از اين جمله است اجتناب از محللات و كذلك استعمال منقيات خلط مجفف بنا بر زوال سبب مانع الترطيب رطوبت اول است .