و أسبابُ المَرَضِ البارِدِ ثَمانيَةٌ :
پيدايى بيماريهاى داراى طبع سرد را نيز هشت سبب است :
- مُلاقاةُ بُرُودَةٍ بِالفِعلِ
- و مُلاقاةُ بُرُودَةٍ بِالقُوَّةٍ
- و قِلَّةُ الأكلِ في الغايَةِ
- و الإِفراطُ فيه
- و التَّكاثُفُ المُفرِطُ
- و الحَرَكَةُ المُفرِطَةُ
- و السُّكُونُ المُفرِطُ
- و شِدَّةُ انفِتاحِ المَسامِّ .
- قرار گرفتن در معرض چيزهايى كه بالفعل « 1 » يا بالقوه « 2 » داراى طبع سردند .
- كمخورى بسيار .
- پرخورى .
- فشردگى بيش از حد بافتها .
- زيادهروى در حركت « 3 » .
- بىتحركى و تنآسانى بسيار « 4 » .
- گشادگى زياد منافذ زيرين پوست .
و أسبابُ المَرَضِ اليابِسِ أربَعَةٌ :
پيدايى بيماريهاى داراى طبع خشك را نيز چهار سبب است :
- مُلاقاةُ يابِسٍ بِالفِعلِ
- و يابِسٍ بِالقُوَّةِ
- قرار گرفتن در معرض چيزهايى كه بالقوه يا بالفعل خشكاند . « 5 »
هامش
( 1 ) . همچون هواي سرد و آب سرد و اين هر دو از اسباب برودت اند ، ليكن بالعرض احداث سخونت نيز مىنمايند به حقن حرارت و تكثيف مسام . برگرفته از كتاب مفرح القلوب .
( 2 ) . همچون ضمادها و طلاهايى كه بالطبع مبرد باشند ، اگرچه بالفعل حار بوند . برگرفته از كتاب مفرح القلوب .
( 3 ) . پوشيده نيست كه حركت بر چند نوع است : يا عضوي و بدني بود ( چون رياضت ها و صنعتها ) ، يا نفسي بود ( چون غضب و مانند آن ) ، و يا طبيعي بود ( چون يقظه ) . و بدانند كه افراط در معتادين بسان افراط در غير معتادين نيست . پس مرتبه افراط امري است نسبي كه حسب قوت و ضعف مزاج و اعتياد و غير اعتياد مختلف مىباشد . برگرفته از كتاب مفرح القلوب .
( 4 ) . سكون ، بنا بر كثرت رطوبات فضيله ، حرارت غريزي را در بدن مخنوق مىسازد و احداث برودت مىكند . برگرفته از كتاب مفرح القلوب .
( 5 ) . همچون آتش و هواي گرم و خوابيدن در رمل خشك و استحمام به آبهاى قابض اكل ماكولات قابض ( چون بلوط ) .