بود . « 1 » پيروان سه مذهب اگرچه به زبان عربى سخن مىگفتند ، ولى لهجههايشان تفاوت داشت . « 2 »
در آغاز قرن بيستم ، هنوز صنايعى وجود داشت . در ميان منسوجات بغداد از پارچههاى ابريشمى ، پنبهاى ، پنبهاى و ابريشمى ، پارچههاى پشمى راهدار ، پارچههاى ضخيم پنبهاى براى روسرى و عبا ، ملحفه و لباسهاى رويى زنانه نام بردهاند . پارچههاى ابريشمى بغداد از لحاظ رنگ و بافت مشهور بود ، صنعت رنگرزى پيشرفتهاى وجود داشت .
دبّاغى از صنايع مهم به شمار مىرفت ، و در حدود چهل دبّاغى در معظّم به كار اشتغال داشت . قاليبافى و شمشيرسازى در مرحلهء پيشرفتهاى بود . يك كارگاه نظامى پارچهبافى نيز وجود داشت . « 3 »
بازارهاى بغداد سرپوشيده يا مانند سوق الغزل روباز بود . دهانهء شرقى پل ، با بازارهاى سراى ، ميدان ، شرجه ، و بازار پارچهفروشى كه بوسيلهء داود پاشا تعمير كرده بود ، مركز عمدهء داد و ستد محسوب مىشد . بعضى از بازارها صنايع و اصناف مخصوص به خود داشت ، و بازار معمولا به آن اسم ناميده مىشد ، مانند سوق الصّفافير ( مسگران ) ، سوق السّراجين ( زينسازان ) سوق الصّاغا ( نقرهكاران ) ، سوق الخفّافين ( كفّاشان ) و مانند آنها . « 4 »
دو خيابان عمده وجود داشت : يكى از دروازهء شمالى تا نزديك پل ، و ديگرى از دروازهء جنوبى تا منتهى اليه بازار اصلى . در 1333 دروازهء شمالى با جادهاى كه امروزه شارع الرشيد ناميده مىشود به دروازهء
هامش
( 1 ) .Jones , P . 339 ; Southgate , vol . 2 , P . 182( 2 ) . لغة العرب ، 1911 ، ص 69 - 71
( 3 ) . سالنامه ( 1300 ) ، ص 79 ، 136
( 4 ) . اوليا چلبى ، ج 4 ، ص 22