و شهرها جز بر پايهء آن درست نمىگردد ، نهاده شده است ؛ بنابراين براى دادرسى ميان مردم بهترين كسى را كه خود مىشناسى ، برگزين ؛ كسى كه از همه بيشتر دانش ، حلم و ورع را در خود جمع كرده باشد ؛ از كسانى كه كارها او را در تنگنا قرار نمىدهد ؛ نفرات درگير ، او را خشمگين نمىسازند ؛ نادانى و ناتوانى فرد از بيان مراد خويش او را خسته نمىكند ؛ ستم ستمگر او را به افراط و زيادهروى نمىكشاند و نفس او بر آزمندى اشراف نمىيابد ؛ عجب و خودبينى در او جا نمىگيرد ؛ به فهم كم بسنده نمىكند ؛ از اوج فهم دست نمىكشد ؛ توقف او از همه به هنگام شبهه بيشتر ، التزامش به دليل براى خويش بيشتر ، از ردّ و بدل شدن استدلالها خستگىاش كمتر و بر روشن شدن امور و روشن كردن استدلالهاى دو طرف شكيباتر است .
مدح و تعريفى كه از او مىشود ، او را به كبر و عجب نمىكشد ؛ تحريك او را مسدود نمىسازد ؛ نقل قولها به اين كه گفته شود فلان كس گفت يا فلان كس گفت ، در او اثرى نمىگذارد ؛ بنابراين كسى را كه چنين است ، عهدهدار قضا كن و پس از آن ، بسيار به كار و دادرسىهايش سركشى كن و بخششت را براى او گسترده ساز ؛ آن اندازه كه ديگر بىنياز از طمع گردد و نيازش به مردم كم شود و جايگاه و منزلت بزرگى در نزد خود براى او قرار ده كه ديگران به آن جايگاه طمع نورزند تا او از غيبت مردم از وى در نزد تو در امان باشد و به اميد چيزى به سوى كسى متمايل نشود . يا او براى اينكه از او خوبى بگويد ، مداهنه نكند ؛ در مجلس خود از او به نيكى احترام كن ، او را عزيز بدار و به خويش نزديك كن ؛ دادرسىهايش را تنفيذ نما و امضا كن و ياورانى براى او قرار بده كه او آنان را از اهل دانش و پرهيزگارى براى خويش برگزيند و براى مناطق اطراف خود ، قاضيانى برگزين و خويش را به همين اندازه به كار بكش . سپس به امور و دادرسىهاىشان و احكام متنوعى كه براىشان پديد مىآيد ، سركشى كن .
و نبايد در حكم و دادرسى آنان اختلاف باشد ؛ چرا كه اين عدل را از بين مىبرد ، دين را معيوب مىسازد و موجب تفرقه مىشود .
و تنها قاضيان زمانى اختلاف در دادرسى دارند كه هر كدام از آنان به نظر خود - نه نظر امام - بسنده مىكند . در نتيجه اگر دو قاضى اختلاف كنند ، نبايد بر اختلاف خويش در دادرسى بمانند و بايد مورد اختلاف را به امام گزارش دهند و هر اختلافى كه مردم مىكنند ، بايد به امام برگردانده شود و قدرتى نيست جز به خدا . »
29 - 45276 - ( 29 ) اميرالمؤمنين عليه السلام آن زمان كه رفاعه را قاضى اهواز كرد ، برايش نوشتهاى نگاشت كه در آن مكتوب آمده بود : « طمعها را رها ساز و با هوى مخالفت ورز . دانش را با سيمايى شايسته زيور ده .
بردبارى ياور خوبى براى دين است . اگر بردبارى در لباس مردى در آيد ، مردى شايسته خواهد بود .
گرفتگى ، ناراحتى و از رنجيده خاطر بودن بپرهيز ؛ چرا كه رنجيده خاطر بودن ، از ضعف عقل و پستى است . كسى كه مانند تو نيست ، او را همنشين خود مكن .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 93
مساهمون: السيد البروجردي
ص٩٣