تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧
سرش ريخته ، شكمش برآمده و راه ورود به يقين و ريسمان محكم خدا و شافع روز جزاست و پنجاه و يك ركعت نماز مىخواند . غلام مناقب بسيارى را ذكر كرد ؛ تا آنجا كه او مىگويد : چون غلام از ستايش اميرالمؤمنين فارغ شد و به راه خويش رفت ، عبدالله بن كواء نزد امام آمد و به امام گفت : درود بر تو اى اميرمؤمنان . اميرالمؤمنين عليه السلام به وى فرمود : درود بر هر كس كه از هدايت پيروى كند و از عواقب گمراهى بترسد . ابن كواء به امام عليه السلام گفت : اى پدر حسن و حسين ، دست راست غلام سياهى را بريده‌اى و من از او مىشنوم كه تو را همه گونه زيبا ثنا مىگويد . حضرت پرسيد : چه شنيده‌اى كه مىگويد ؟ ابن كواء گويد : غلام چنين گفت و آن‌گاه همهء آنچه غلام گفته بود ، خدمت امام تكرار كرد . امام عليه السلام به دو فرزندش حسن و حسين عليه السلام فرمود : برويد و غلام را نزد من بياوريد . آنان به دنبال غلام به كنده رفتند و به او گفتند : اى غلام ، نزد اميرالمؤمنين عليه السلام برو . اصبغ بن نباته گويد : چون غلام در جلوى اميرالمؤمنين عليه السلام ايستاد ، حضرت به وى فرمود : دست راستت را بريدم و تو آن گونه كه به من رسيده است ، مرا ثنا گويى ! او گفت : اى اميرالمؤمنين ، شما تنها بر پايهء يك حقّ واجب كه خداوند و رسول او واجب كرده است ، آن را بريده‌اى . امام عليه السلام فرمود : دستت را به من بده . آن‌گاه امام دست را گرفت و آن را با عبا پوشاند و تكبير گفت و دو ركعت نماز گزارد و كلماتى را كه ما مىشنيدم بر زبان جارى كرد و در پايان دعايش فرمود : مستجاب كن اى پروردگار عالميان و كف دست را سوار بر مچ كرد و به يارانش فرمود : عبا را از كف كنار بزنيد . آنان عبا را از كف كنار زدند و ديدند كه كف بر مچ دست به اذن خداوند متعال پيوند خورده است » .

ارجاعات

گذشت :

در روايت چهار از باب هيجده از ابواب احكام عمومى حدود ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « سارق دستش بريده نمىشود تا آن كه دوبار به سرقت اعتراف كند و اگر پس از اقرار برگردد و انكار كند ، ضامن مال سرقتى است ولى اگر شهودى در كار نيست ، دستش قطع نمىشود » . و در روايت نهم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « هر كس به سرقت اقرار سپس انكار كند ، دستش قطع مىشود و به انكار وى توجهى نمىشود » .

باب 4 حكم اقرار سارق پس از زدن ، شكنجه كردن يا ترساندن وى

1537 - 46785 - ( 1 ) سليمان بن خالد گويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء مردى كه سرقتى كرده ولى آن را نمىپذيرد پس از آن او را مىزنند و مال سرقتى را به عينه مىآورد ، پرسش شد : آيا بريدن دست بر وى ثابت
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 907 | السيد البروجردي / اسماعيل تبار / حسينى / حسينيان قمى