است ؟ حضرت فرمود : آرى . ولى اگر اعتراف كند و با اين حال مال سرقتى را نياورد ، دستش بريده نمىشود ؛ چرا كه بر پايهء شكنجه اعتراف كرده است » .
1538 - 46786 - ( 2 ) امام باقر عليه السلام از پدرشان عليه السلام روايت كردهاند كه : « اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود : كسى را كه با زدن ، بستن ، زندان و توبيخ بترسانند ، دستش قطع نمىشود ؛ مگر اين كه اعتراف كند كه در آن صورت ، دستش قطع مىشود . ولى اگر اعتراف نكرد ، دستش قطع نمىشود . ( اين كه مىگوييم كسى كه ترسانده شود دستش بريده نمىشود به دليل وجود ترس است ) » .
او [ شيخ حرّ عاملى رحمه الله ] در وسائل الشيعه گويد : « اين روايت بر موردى كه به دلخواه اعتراف كند ، حمل مىشود ؛ بنابراين ، استثناى آمده در روايت ، استثناى منقطع است » .
او [ فيض كاشانى رحمه الله ] در وافى گويد : « منظور از اعتراف در روايت ، اعترافى است كه بدون ترس و امر و نهى به دلخواه خويش داشته باشد » .
1539 - 46787 - ( 3 ) مردى را كه متهم به سرقت بود ، نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آوردند . گمانم اين است كه حضرت بيم آن داشت كه اگر از اين شخص بپرسد [ كه آيا سرقت كردهاى ] ، هيبت سؤال حضرت او را بگيرد و به كارى كه نكرده ، اقرار كند ؛ لذا اميرالمؤمنين عليه السلام به وى فرمود : آيا سرقت كردهاى ؟ اگر مىخواهى ، بگو نه . آن مرد گفت : نه . بيّنهاى هم عليه مرد نبود ؛ لذا امام عليه السلام او را آزاد ساخت .
ارجاعات
گذشت :
در روايت يكم از باب پنجم از ابواب اقرار ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « هر كس كه به هنگام برهنه كردن [ جهت تازيانه ] يا زندان يا ترساندن و يا تهديد اقرار كند ، حدّى بر او نيست » .
و در روايت دوم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « هر كس بر پايهء ترساندن يا زندان يا زدن اقرار كند ، اين اقرارش عليه او نافذ نيست و حدّ نمىخورد » .
مىآيد :
در روايت يكم از باب سوم از ابواب دعوى قتل ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « قصاص و حدّ بر كسى كه از روى ترس و تهديد اعتراف كرده است ، جارى نمىشود و نيز زندان نمىشود و او را نمىزنند و به بند كشيده نمىشود » و در روايت دوم ، مانند آن .