1440 - 46688 - ( 6 ) محمد بن حنفيه از پدرشان على بن ابى طالب عليه السلام روايت كردهاند كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله براى شراب هشتاد تا زد » .
1441 - 46689 - ( 7 ) ابن عباس از رسول خدا صلى الله عليه و آله در يك روايت طولانى كه پيامبر خدا به يهود خيبر نوشتند ، روايت كرده است كه : « و اما هشتاد ؛ پس شرابخوار پس از حرام شدن خمر ، هشتاد تازيانه مىخورد » .
1442 - 46690 - ( 8 ) امام باقر عليه السلام بيان داشت : « پيوسته اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمود : كه مرد اگر شرب خمر كند ، مست مىشود و آن زمان كه مست شود ، هذيان گويد و چون هذيان گويد ، افترا بندد ؛ بنابراين حدّ افترا زننده را بر او بزنيد » .
1443 - 46691 - ( 9 ) زراره گويد : « از امام باقر عليه السلام شنيدم و از آنان نيز شنيدم كه مىگويند : اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود :
زمانى كه مردى شرب خمر مىكند پس مست مىشود ، هذيان مىگويد و در آن زمان كه هذيان مىگويد ، افترا مىبندد و چون چنين كند ، هشتاد تازيانه يعنى حدّ افترا زننده را بر او بزنيد » .
1444 - 46692 - ( 10 ) بريد بن معاويه گويد : « شنيدم امام صادق عليه السلام مىفرمايد : در كتاب على عليه السلام است كه شرابخوار هشتاد تا زده مىشود و كسى كه نبيذ [ / شراب كشمش ] مىخورد ، هشتاد تا زده مىشود » .
1445 - 46693 - ( 11 ) ابوبصير از امام باقر و يا امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمودند : « پيوسته اميرالمؤمنين على عليه السلام در مورد شراب انگور و شراب كشمش ، آزاد ، برده ، يهودى و مسيحى را هشتاد تازيانه مىزد .
پرسيدم : چرا يهودى و نصرانى را ؟ حضرت فرمود : آنان حقّ ندارند كه شرب خمر را آشكار كنند ، بايد شرب خمرشان در خانههاىشان باشد » .
1446 - 46694 - ( 12 ) همين روايت در علل الشرائع . زراره از امام باقر يا امام صادق عليه السلام مانند همين روايت پيشين را روايت كرده است ؛ تنها علل الشرائع اين گفته را انداخته است كه : « پرسيدم يهودى و مسيحى چرا ؟ و افزوده است ، شنيدم كه امام مىفرمود : هر كس شرب خمر كند ، او را تازيانه بزنيد . اگر مجددا شرب خمر كرد ، او را تازيانه بزنيد و اگر مجددا شراب خورد ، او را در مرحلهء سوم بكشيد » .
1447 - 46695 - ( 13 ) امام باقر عليه السلام فرمود : « اگر از شراب كشمش و شراب انگور مست شود ، هشتاد تازيانه مىخورد » .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 863
مساهمون: السيد البروجردي
ص٨٦٣