1144 - 46392 - ( 14 ) از امام باقر عليه السلام دربارهء زنى كه در عدّهء طلاقى كه براى شوهرش در آن عدّه حقّ رجوع بوده ازدواج كرده است ، سؤال شد . حضرت فرمود : « بر او سنگسار شدن ثابت است [ آنگاه امام افزود ] : و اگر در عدّهاى كه شوهرش در آن عدّه ، حقّ رجوع به وى را ندارد ازدواج كرده ، حدّ زناكار غير محصن يعنى صد تازيانه بر او ثابت است و همچنين است اگر در عدّه پس از مرگ شوهرش ازدواج كرده است ؛ يعنى پس از آن كه شوهر دوم با او آميزش كرده است . از امام سؤال شد : نظر شما چيست ؟ اگر اين كار او بر پايهء جهالت صورت گرفته باشد ؟ حضرت فرمود : امروز هيچ زنى در ميان زنان مسلمان نيست مگر اين كه مىداند بايد در طلاق يا مرگ ، عدّه نگه دارد . زنان جاهليت هم در گذشته با عدّه آشنا بودند . از امام سؤال شد : اگر زن نمىدانسته « 1 » است ؟ حضرت فرمود : حجت بر وى تمام شده است ؛ بايد بپرسد تا بداند » .
1145 - 46393 - ( 15 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « اميرالمؤمنين على عليه السلام مردى را كه با زنى در ايام نفاس - پيش از آن كه پاك شود - ازدواج كرده بود ، حدّ زد » .
محمد بن الحسن [ / شيخ طوسى رحمه الله ] گويد : « ابوجعفر على بن الحسين بن بابويه [ / شيخ صدوق رحمه الله ] دربارهء اين حديث مىگويد : تنها امام به اين دليل او را حدّ زد كه مرد با آن زن آميزش داشته است ؛ چون اگر مرد با زن آميزش نكرده بود ، حدّ بر زن لازم نمىشد ؛ چرا كه زن با وضع حملش از عدّه خارج شده بود . [ آنگاه شيخ طوسى مىافزايد ] : و اين نكته را كه شيخ صدوق رحمه الله ذكر كرده است ، احتمال مىرود زن مطلّقه باشد . ولى اگر فرض كنيم كه زن شوهرش مرده باشد ، در اين صورت وضع حمل او را از عدّه بيرون نمىبرد بلكه لازم است تا عدّهء چهار ماه و ده روز را به طور كامل تمام كند و ما اين جهت را در كتاب نكاح توضيح دادهايم و چون چنين است ، پس اميرالمؤمنين عليه السلام تنها به اين دليل مرد را حدّ زده است كه زن هنوز از عدّهء زنى كه شوهرش مرده ، بيرون نيامده است و هر دو وجه احتمال مىرود » .
1146 - 46394 - ( 16 ) عمار بن موسى ساباطى گويد : « امام صادق عليه السلام دربارهء مردى كه زنى داشت و او را طلاق داد يا آن كه زن مرد ، پس از آن ، مرد زنا كرد ، فرمود : بر مرد سنگسار لازم است و نيز دربارهء زنى كه شوهر داشت و شوهرش او را طلاق داد يا آن كه شوهر مرد ، پس از آن ، زن زنا داد ، پرسيدم : آيا سنگسار بر زن لازم است ؟ حضرت فرمود : آرى » .
هامش
( 1 ) . حتماً منظور ندانستن اندازهء عدّه است ، آن گونه كه در روايت دوازده آمده بود مراجعه كنيد .