831 - 46077 - ( 2 ) اميرالمؤمنين عليه السلام دربارهء مردى كه حدّى را بر خويش اعتراف كرده ولى آن را مشخص نكرده است ، دستور داد كه : « او را تازيانه زنند تا آن كه مضروب از زننده بخواهد كه از او دست كشد .
چون زننده به هشتاد تازيانه رسيد ، مضروب گفت : بس است تو را . اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : وى را رها كنيد » .
832 - 46078 - ( 3 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام دربارهء مردى كه به يك حدّ برخويش اقرار كرده ولى مشخص نكرده بود كه چه حدّى بر اوست ، داورى كرد كه : « وى تا هشتاد تازيانه بخورد . او هم هشتاد تازيانه خورد .
آنگاه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : اگر مىخواستم تازيانههايت را تا حدّ تازيانه كامل كنم جز اقرار خودت ، بيّنهاى را طلب نمىكردم » .
باب 18 حكم كسى كه عليه خود به حدّى اقرار و پس از آن ، انكار مىكند
833 - 46079 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام دربارهء مردى كه به ثبوت حدّى بر خويش اقرار و آنگاه پس از آن انكار كرد فرمود : « اگر نزد امام عليه خويش اقرار كند كه سرقت كرده ، آنگاه انكار كند ، دستش بريده مىشود ؛ على رغم خواست وى . ولى اگر عليه خويش اقرار كرد كه شرب خمر كرده يا افترا بسته ، او را هشتاد تازيانه بزنيد . پرسيدم : اگر به حدّى بر خويش اقرار كند كه سنگسار در آن است ، آيا شما وى را سنگسار مىكنيد ؟ حضرت فرمود : نه ، ولى حدّ بر او خواهم زد » .
همين روايت در تهذيب . محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه : « حضرت فرمود : اگر مردى عليه خويش اقرار كند كه سرقت كرده است سپس انكار كند - على رغم خواست وى - دستش را قطع مىكنم و اگر عليه خويش به شرب خمر يا افترا اقرار و سپس انكار كند ، او را تازيانه مىزنم . محمد بن مسلم گويد : پرسيدم : نظرتان چيست ، اگر عليه خويش به حدّى اقرار كند كه به سنگسار كردن برسد آنگاه انكار كند ؛ آيا شما وى را سنگسار مىكنيد ؟ حضرت فرمود : نه ، ولى او را حدّ مىزنم » .
834 - 46080 - ( 2 ) حلبى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه : « حضرت فرمود : اگر مردى عليه خويش به حدّى يا افترايى اقرار و آنگاه انكار كند ، تازيانه مىخورد . پرسيدم : نظرتان چيست ، اگر عليه خويش به حدّى كه به سنگسار كردن مىرسد اقرار كند ، آيا شما وى را سنگسار مىكنيد ؟ حضرت فرمود : نه ، ولى او را مىزنم » .