باب 11 عدم حدّ به نفع كسى كه حدّى عليه او نيست
786 - 46032 - ( 1 ) فضيل بن يسار گويد : « از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : كسى كه حدّى بر او نيست ، حدّى براى او نيز نخواهد بود . به اين معنى كه اگر ديوانهاى ، نسبت زنا به كسى بدهد ، چيزى بر آن ديوانه [ به علت قذف ] ثابت نمىشود و اگر به اين ديوانه كسى نسبت زنا دهد و به او بگويد : اى زناكار ، حدّى بر آن كس ثابت نمىشود » . همين روايت در ديگر كتب . امام صادق عليه السلام فرمود : « كسى كه حدّى بر او نيست ، حدّى براى او نيز نخواهد بود » .
محمد بن حسن [ / شيخ طوسى رحمه الله ] گويد : « مفاد اين خبر آن است كه اگر انسان به مرد ديوانه يا زن ديوانهاى نسبت زنا دهد ، حدّ بر او واجب نمىشود ؛ چون اگر ديوانه هم به وى نسبت زنا دهد ، بر ديوانه حدّى ثابت نمىشود » .
787 - 46033 - ( 2 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « كسى كه حدّى بر او نيست ، حدّى براى او نيز نخواهد بود » .
788 - 46034 - ( 3 ) از امام صادق جعفر بن محمد عليه السلام دربارهء مردى كه پسر خردسال يا دختر خردسال يا ديوانهاى را متهم به زنا كند ، سوال شد . حضرت فرمود : « كسى كه حدّى بر او نيست ، حدّى براى او نيز نخواهد بود ولى فردى كه اتهام مىزند ، گنهكار است و كمترين گناهى كه در اين اتهام زدن وجود دارد ، اين است كه دروغ گفته است » .
باب 12 حكم حدّ مريض ، كور ، گنگ ، كر ، مجروح ، مستحاضه ، حايض ، نفساء و حامله
و بستهاى از ساقههاى گندم را برگير و با آن [ همسرت را ] بزن و سوگند خود را مشكن . ما او را شكيبا يافتيم . چه بندهء خوبى كه بسيار بازگشت كننده ( به سوى خدا ) بود ! « 1 »
هامش
( 1 ) . ص 38 / 44 .