تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
اصبغ گويد : مردم فردا صبح همان گونه كه امام به آنان دستور داده بود ، پيش از روشن شدن صبح آمدند . امام على عليه السلام به آنان رو كرد و سپس فرمود : هر مردى از شما را كه براى خدا بر وى مثل اين حقّ هست ، به خدا سوگند مىدهم كه مبادا اين حقّ را براى خدا بگيرد ؛ چرا كه هر كس كه خداوند از او مثل چنين حقّى را مىخواهد ، او براى خدا آن حقّ را نمىگيرد . اصبغ مىگويد : به خدا سوگند ! گروهى بازگشتند كه تا امروز ما نمىدانيم آنان چه كسانى هستند . سپس حضرت آن مرد را با چهار سنگ زد و مردم هم به سوى وى سنگ پرتاب كردند » . 779 - 46025 - ( 8 ) بدان كه عقوبت كسى كه با جوانى لواط كرده ، اين است كه با آتش سوزانده شود يا ديوارى بر او خراب شود يا ضربت شمشيرى بخورد و اگر توبه را دوست دارد - بدون آن كه گزارش كار خود را به امام مسلمانان بدهد - توبه كند . ولى اگر نزد امام مرافعه كند ، آن فرد هلاك خواهد شد ؛ چرا كه امام عليه السلام يكى از اين حدودى كه آنها را ذكر كرديم ، بر وى اقامه مىكند .

باب 10 عدم اجراى حدّ بر مجنون و نائم

780 - 46026 - ( 1 ) حضرت على عليه السلام فرمود : « بر ديوانه حدّى نيست تا آن كه هوشيار شود و بر بچه حدّى نيست تا آن كه بالغ شود و بر خوابيده حدّى نيست تا آن كه بيدار شود » . 781 - 46027 - ( 2 ) در كتاب فقه الرضا آمده است : « گفتم : حدّى بر ديوانه نيست تا آن كه هوشيار شود و بر بچه حدّى نيست تا اين كه بالغ شود و بر خوابيده حدّى نيست تا آن كه بيدار شود و هر كس كه به حريم مردمى تجاوز كند ، كشتن وى جايز است » . 782 - 46028 - ( 3 ) ابوظبيان گويد : « زن ديوانه اى را كه زنا داده بود ، نزد عمر آوردند . عمر دستور سنگسار كردن وى را صادر كرد . مردم همراه با اين زن به امام اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام برخوردند . حضرت فرمود : موضوع چيست ؟ گفتند : ديوانه‌اى است كه زنا داده است و عمر دستور داده تا وى سنگسار شود . حضرت فرمود : شتاب مكنيد . آن‌گاه نزد عمر آمد و فرمود : آيا نمىدانى كه قلم تكليف از سه نفر برداشته شده است ؟ از بچه تا آن زمان كه محتلم شود و از ديوانه تا هوشيار شود و از خوابيده تا بيدار شود » .