تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
777 - 46023 - ( 6 ) از امام باقر يا امام صادق عليه السلام دربارهء مردى كه سرقت ، شرب خمر يا زنا كرده و كسى از اين كار وى باخبر نشده و او گرفتار نيامده است تا آن كه توبه كرد و صالح شد ، پرسيدم . حضرت فرمود : « اگر صالح شود و حالت نيكويى از او دانسته شود ، حدّ بر او جارى نمىشود . محمد بن ابى عمير گويد : اگر آن كار در زمان نزديكى بوده ، باز حدّ در حقّ وى جارى نمىشود ؟ حضرت فرمود : اگر پنج ماه يا كمتر از پنج ماه بوده و حالت خوبى از وى آشكار شده باشد ، حدود بر وى جارى نمىشود » . 778 - 46024 - ( 7 ) اصبغ بن نباته گويد : « مردى نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و گفت : اى اميرالمؤمنين ، من زنا كرده‌ام ؛ پاكم ساز . اميرالمؤمنين عليه السلام از وى روگرداند . آن‌گاه به وى فرمود : بنشين . آن‌گاه اميرالمؤمنين عليه السلام رو به آن مردم كرد و فرمود : آيا اگر كسى از شما اين گناه زشت را مرتكب شده است ، نمىتواند آن را بر خويش پرده پوشى كند ، آن گونه كه خداوند پوشانده است ؟ پس از آن ، مرد برخاست و گفت : اى اميرالمؤمنين ، من زنا كرده‌ام ؛ پاكم ساز . حضرت فرمود : چه چيز باعث اين گفته‌ات شده است ؟ گفت : درخواست پاكى . حضرت فرمود : چه طهارتى از توبه برتر . سپس امام رو به ياران خويش كرد و با آنان به گفتگو پرداخت . آن‌گاه آن مرد برخاست و گفت : اى اميرالمؤمنين ، من زنا كرده‌ام ؛ پاكم ساز . حضرت فرمود : آيا چيزى از قرآن مىخوانى ؟ آن مرد گفت : آرى . حضرت فرمود : بخوان . آن مرد خواند و خوب خواند . حضرت فرمود : آيا حقوقى كه از خداوند عز و جل بر تو در نماز و زكاتت هست ، مىشناسى ؟ آن مرد گفت : آرى . امام از او پرسيد و او به درستى پاسخ داد . حضرت فرمود : آيا كسالتى دارى كه بر تو عارض شده است يا دردى در سرت يا چيزى در بدنت يا غمى در سينه‌ات مىيابى ؟ گفت : اى اميرالمؤمنين ، نه . حضرت فرمود : واى برتو ! برو تا درباره‌ات در نهان پرسش كنيم ، آن گونه كه آشكارا از تو پرسيدم و اگر نزد ما باز نيايى ، ما در پى تو نخواهيم آمد . اصبغ گويد : امام دربارهء آن مرد تحقيق كرد . به امام گفتند كه وى از سلامت برخوردار است و هيچ گمانى به وى نمىرود . اصبغ گويد : پس از آن ، مرد دوباره نزد حضرت آمد و به حضرت گفت : اى اميرالمؤمنين ، من زنا كرده‌ام ؛ پاكم ساز . حضرت به وى گفت : تو اگر نزد ما نمىآمدى ، ما تو را احضار نمىكرديم و اگر حكم خدا بر تو ثابت شود ، تو را رها نخواهيم كرد . آن‌گاه امام فرمود : اى مردم ، سنگسار كردن كسانى كه هم اكنون حاضرند ، كفايت مىكند از كسانى كه غايب هستند . هر كس از شما كه فردا حاضر مىشود ، با عمامه‌اش رويش را بپوشاند تا كسى ، كسى را نشناسد و در تاريكى پايان شب نزد من آييد تا كسى ، كسى را نبيند ؛ چرا كه ما به صورت مردى كه او را سنگسار مىكنيم ، نگاه نمىكنيم .