760 - 46006 - ( 9 ) رسول خدا صلى الله عليه و آله به اسامه فرمود : « دربارهء حدّ ، زمانى كه به حاكم رسيده است ، شفاعت مكن » .
761 - 46007 - ( 10 ) اميرالمؤمنين عليه السلام مردى از بنى اسد را در ارتباط با حدّى كه بر وى واجب شده بود ، گرفت تا حدّ را بر وى اجرا كند . بنى اسد نزد امام حسين عليه السلام رفتند تا او را واسطه قرار دهند . حضرت امام حسين عليه السلام امتناع ورزيد . آنان نزد امام على عليه السلام رفتند و از آن حضرت خواستند . حضرت فرمود : هركارى كه در اختيار من باشد و از من بخواهيد آن را براىتان انجام مىدهم . آنان با شادى از نزد امام بيرون رفتند . در راه به امام حسين عليه السلام برخورد كردند . آنان جريان ديدارشان را با امام على عليه السلام نزد امام حسين عليه السلام بازگو كردند . حضرت فرمود : اگر رفيقتان را مىخواهيد ، بازگرديد ؛ شايد كار او پايان پذيرفته باشد . آنان برگشتند ، ديدند كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بر وى حدّ جارى كرده است . آنان گفتند : اى اميرالمؤمنين ، آيا به ما وعده نداديد ؟ حضرت فرمود : من وعدهء آنچه در اختيارم بود دادم و اين چيزى نيست كه در اختيار من باشد » .
762 - 46008 - ( 11 ) رسول خدا صلى الله عليه و آله از شفاعت در حدود نهى كرد و فرمود : « هركس در حدّى از حدود خدا شفاعت كند تا آن را باطل سازد و تلاش در ابطال حدود الهى كند ، خداوند او را در قيامت عذاب خواهد كرد » .
ارجاعات
گذشت :
در روايات باب پنجم ، روايتى است كه بر مفاد اين باب دلالت دارد و در روايت هشتم از باب سى و چهارم از ابواب شهادات ، فرمودهء معصوم عليه السلام كه : « در حدّ ، كفالت نيست » .
مىآيد :
در روايت يك از باب بيست و چهار فرمودهء معصوم عليه السلام كه : « شفاعت و كفالت دربارهء حدّ نيست » .
باب 8 عدم وجوب حدّ بر كسى كه از روى جهل ، جرم حدّدار مرتكب شود
763 - 46009 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « اگر مردى مسلمان شود و اسلام را بپذيرد ، آنگاه شرب خمر و زنا كند و ربا خورد و چيزى از حلال و حرام برايش روشن نباشد تا زمانى كه جاهل است ، من بر وى حدّ جارى نمىسازم مگر بيّنه عليه وى گواهى دهد كه وى سورهاى را كه در آن زنا و خمر و رباخوارى هست ، خوانده است و اگر ندانسته كرده است ، به او اعلام مىكنم و او را باخبر مىسازم . پس اگر بعدا مرتكب آن كار شد ، او را تازيانه مىزنم و حدّ بر او جارى مىكنم » .