تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
754 - 46000 - ( 3 ) اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « كسى از شما دربارهء حدّى كه به امام رسيده ، شفاعت نكند ؛ چرا كه امام در اين مورد كه شفاعت شده ، مالك حدّ نيست ولى مادامى كه به امام نرسيده باشد ، امام مالك حدّ است [ مىتواند شفاعت را بپذيرد ] ؛ بنابراين اگر پشيمانى را ديدى ، در موردى كه به امام هنوز نرسيده است ، شفاعت كن و در موردى كه غير از حدّ است و به امام نرسيده و كسى كه براى او شفاعت مىكنى ، از كارش بازگشته باشد ، شفاعت كن و هرگز در حقّ متعلق به مرد مسلمان يا غير مسلمان ، جز با اجازهء وى شفاعت مكن » . 755 - 46001 - ( 4 ) اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « كسى دربارهء حدّى كه به امام رسيده است ، شفاعت نكند ؛ چرا كه امام مالك حدّ مىشود [ و ديگر كسى نمىتواند شفاعت كند ] و شفاعت كن در حدّى كه به امام نرسيده است ، آن‌گاه كه پشيمانى فرد را ديدى ؛ در فرض رجوع و بازگشت مشفوعٌ‌له [ / كسى كه شفاعت شده ] نزد امام ، در غير حدّ ، شفاعت كن و در مورد حقّ متعلق به مسلمان و غير مسلمان جز با اذن او شفاعت مكن » . 756 - 46002 - ( 5 ) رسول خدا صلى الله عليه و آله در پاسخ به درخواست اسامه از او در ارتباط با كار كسى كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله شكايت كرده بود ، فرمود : « اى اسامه ، تو از من در زمانى كه در مجلس دادرسى نشسته‌ام ، كارى را طلب مىكنى ؟ بدرستى كه در حقوق ، شفاعت نيست » . 757 - 46003 - ( 6 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به اسامة بن زيد فرمود : اى اسامه ، دربارهء حدّ شفاعت مكن » . 758 - 46004 - ( 7 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « اسامة بن زيد در ارتباط با چيزى كه در آن حدّ نبود ، شفاعت مىكرد . شخصى را نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آوردند كه حدّ بر او واجب شده بود . اسامه به نفع آن فرد شفاعت كرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله به وى فرمود : دربارهء حدّ ، شفاعت نمىشود » . 759 - 46005 - ( 8 ) سعيد بن مسيّب مىگويد : « زنى از قريش سرقت كرد . اسامة بن زيد دربارهء آن زن شفاعت كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اين حدّى از 4 حدود الهى است و شفاعت در حدود الهى نيست و پيامبر صلى الله عليه و آله دست آن زن را قطع كرد » .