تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
را پاك مىكند و هر كس كه حدّى بر عهده دارد ، حدود را بر ديگرى اجرا نمىسازد مگر پس از آن كه با خويش آغاز كند . آيا نشنيده‌اى كه خداوند متعال مىفرمايد : آيا مردم را به نيكى دعوت مىكنيد اما خودتان را فراموش مىنماييد ؛ با اين كه شما كتاب آسمانى را مىخوانيد ؟ آيا نمىانديشيد ؟ مأمون نگاهى به حضرت رضا عليه السلام انداخت و گفت : نظر شما دربارهء اين مرد چيست ؟ حضرت رضا عليه السلام فرمود : خداوند متعال به حضرت محمد صلى الله عليه و آله فرموده است : بگو : دليل و حجت رسا براى خداست و دليل رسا ، همان است كه به جاهل نرسيد تا على رغم جهلش ، آن را بداند آن گونه كه عالم با علمش آن را مىداند و دنيا و آخرت برپايهء دليل استوار است و اين مرد دليل آورده است . در اينجا بود كه مأمون دستور آزادى اين مرد صوفى را صادر كرد و مردم را به ديدارش راه نداد و مشغول حضرت رضا عليه السلام شد تا او را مسموم ساخت و كشت [ / شهيد كرد ] . مأمون ، فضل بن سهل و گروهى از شيعه را قبلا كشته بود » . نويسندهء كتاب عيون اخبار الرضا عليه السلام گويد : « اين حديث همان گونه كه نقل كردم ، روايت شده است ولى من درستى اين حديث را به عهده نمىگيرم » .

ارجاعات

گذشت :

در روايت هشتم از باب يكم ، در فوايد حدّ فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « خداوند تبارك و تعالى به پيامبرش صلى الله عليه و آله عهدى كرده كه او همان عهد را با من داشته است ؛ به اين كه ، كسى كه براى خدا حدّى بر اوست ، اجراى حدّ نكند ؛ بنابراين هركس كه براى خدا بر وى حدّى باشد - چون آنچه بر آن زن است - اجراى حدّ بر اين زن نمىكند و در آن روز همهء مردم بازگشتند ، جز اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين عليه السلام » .

مىآيد :

در روايت دوم از باب نهم ، فرمودهء امام عليه السلام كه : « اى گروه مسلمانان ، اين حقّى از حقوق خداست عز و جل . پس هر كس كه براى خدا برعهدهء او حقّى است ، بازگردد و كسى كه براى خدا بر عهده‌اش حدّى است ، اجراى حدود الهى نكند . آن‌گاه مردم بازگشتند و تنها حضرت على عليه السلام و امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام ماندند . » و در روايت هفتم ، اين گفته كه : « على عليه السلام به آنان رو كرد و آن‌گاه فرمود : كسى را از شما كه براى خدا بر عهدهء او چون همين حقّ است و بايد كه به آن مؤاخذه شود ، به خدا سوگند مىدهم او براى خدا حقّى را از كسى طلب نكند كه خداوند مانند آن را از او مىطلبد » . راوى گويد : « به خدا سوگند ! مردم بازگشتند كه ما تا اين ساعت نمىدانيم آنان چه كسانى بودند » !