تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
730 - 45976 - ( 4 ) محمد بن سنان گويد : « در خدمت مولايم حضرت رضا عليه السلام در خراسان بودم . مأمون در روزهاى دوشنبه و پنجشنبه كه با مردم ديدار داشت ، حضرت را سمت راست خود مىنشاند . در اين هنگام به مأمون گفته شد كه يكى از صوفىها سرقت كرده است . مأمون دستور احضار وى را صادر كرد . چون به او نگريست ، ديد كه ژوليده است و اثر سجده بر پيشانىاش نقش بسته است . مأمون به وى گفت : بدا به حال اين ظاهر آراسته و اين كار زشت ! آيا نسبت سرقت به تو دهند با اين كه ظاهرى آراسته و نشانه‌هاى زيبايى دارى ؟ آن مرد گفت : من به اضطرار و نه به اختيار - آن‌گاه كه تو مرا از حقّ خمس و بيت‌المال [ / فى ] بازداشتى - دست به سرقت زدم . مأمون گفت : تو چه حقّى در خمس و بيت‌المال دارى ؟ آن مرد گفت : خداوند متعال خمس را شش سهم كرده و فرموده است : بدانيد هرگونه غنيمتى به دست آوريد ، خمس آن براى خدا و پيامبر و نزديكان وى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه است ؛ اگر به خدا و آنچه بربندهء خود در روز جدايى حقّ از باطل - روز درگيرى دو گروه - نازل كرديم ، ايمان آورده‌ايد . و بيت‌المال را نيز شش قسمت كرده و فرموده است : آنچه خداوند از اهل اين آبادىها به رسولش بازگرداند ، از آنِ خدا و رسول و خويشاوندان او و يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان است تا [ اين اموال عظيم ] در ميان ثروتمندان شما دست به دست نگردد . آن مرد صوفى افزود : تو حقّ مرا از من بازداشتى ؛ در حالى كه من ابن السبيل هستم كه در بين راه مانده‌ام و مسكينى هستم كه هيچ ندارم و از حاملان قرآن هستم . مأمون به وى گفت : آيا حدّى از حدود الهى و حكمى از احكام او را در حقّ سارقى چون تو به دليل افسانه‌هاى بافته شده‌ات ، جارى نسازم ؟ مرد صوفى گفت : در آغاز ، خودت را پاك ساز ؛ آن‌گاه ديگرى را تطهير كن . حدّ الهى را بر خويش جارى كن ، آن‌گاه بر ديگرى اجرا كن . در اينجا مأمون متوجه حضرت رضا عليه السلام شد و پرسيد : اين مرد چه مىگويد ؟ حضرت فرمود : او مىگويد : تو سرقت كرده‌اى ، او هم سرقت كرده است . مأمون به شدت خشمگين شد . آن‌گاه به مرد صوفى گفت : به خدا سوگند ! دستت را قطع مىكنم . مرد صوفى گفت : آيا تو دست مرا قطع مىكنى ، با اين كه بنده‌ام هستى ؟ مأمون گفت : واى بر تو ، از كجا من بنده تو شدم ! آن مرد صوفى گفت : چون مادرت از مال مسلمانان خريدارى شده ؛ بنابراين تو بندهء همهء كسانى هستى كه در شرق و غرب هستند . تا آن كه تو را آزاد سازند ولى من هنوز تو را آزاد نساخته‌ام ؛ به علاوه خمس را نيز بلعيده‌اى و افزون براين ، نه به آل پيامبر صلى الله عليه و آله حقّى و نه به كسانى چون من ، حقّ‌مان را داده‌اى و ديگر اين كه ، فرد پليد پاك نمىكند پليدى چون خويش را و تنها انسان پاك ، پليد