و در روايت دوّم از همين باب ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « اگر ظاهر مرد ، ظاهرى امين باشد ، شهادتش جايز است و دربارهء باطنش تحقيق نمىشود . »
و در روايت دوّم از باب هجدهم از ابواب شهادات ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « اگر برده عادل باشد ، شهادتش جايز است . »
و در روايت سوّم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « شهادت برده اگر عادل باشد ، اشكالى ندارد . »
و در روايت ششم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « شهادت آن دو برده اگر عادل باشند ، جايز است . »
و در روايت دوازدهم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : شهادت برده براى غير اربابانش اگر عادل باشد ، جايز است . »
مىآيد :
در باب بيست و هفتم و باب بيست و نهم ، چيزى كه بر برخى از مقصود دلالت دارد .
و در روايت هشتم از اين باب ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « قذف كننده اگر توبه كند و عادل باشد ، شهادتش جايز است و خداوند عز و جل فرموده است : خداوند توبه كنندگان را دوست دارد ، و پاكان را ( نيز ) دوست دارد .
و جهتى ندارد كه شهادت كسى كه خداوند او را دوست دارد و عادل است ، ردّ كند . »
و در روايت ششم از باب سىام ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « شهادت بعضى بر بعضى اگر نزد آنان عادل باشد ، جايز است . »
و در روايت سوّم از باب سى و چهارم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « اگر دو مرد عادل بر شهادت يك مرد شهادت دهند ، شهادت يك مرد ثابت مىگردد . »
و در بسيارى از روايات باب سى و هشتم ، چيزى كه بر اين مفاد دلالت مىكند .
و در روايت يكم از باب سى و نهم اين گفته كه : « اميرالمؤمنين عليه السلام پيوسته دربارهء زنديق اگر دو نفر عادل خوشنام عليه وى شهادت مىدادند ، حكم به زنديق بودنش مىداد . »
و در روايت دوّم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « اميرالمؤمنين عليه السلام پيوسته شهادت دو مرد عادل و خوشنام را عليه مردى كه او زنديق است ، جايز مىدانست ، گرچه هزار نفر شهادت به برائت وى مىدادند . »
و در روايت سوّم ، مشابه آن .
و در روايت چهارم ، فرمودهء پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه : « اگر دو مرد عادل بيايند و عليه ساحر شهادت دهند ، خون ساحر حلال است . »
و در روايات باب چهل و دوّم ، چيزى كه بر عدم قبول شهادت فاسق دلالت دارد و در باب چهل و هفتم ، چيزى كه بر اعتبار ثقه بودن شاهد دلالت دارد .