384 - 45630 - ( 5 ) عالم [ امام كاظم عليه السلام ] فرمود : هر كس عليه مؤمنى شهادت دهد به گونهاى كه او يا مالش را يا مروتش را بشكند ، خداوند او را كذّاب مىنامد گرچه راستگو باشد و هر كس كه براى مؤمن شهادتى دهد كه مالش را با آن شهادت زنده سازد يا او را بر دشمنش يارى رساند يا خونش را حفظ كند ، خداوند او را راستگو مىنامد گرچه دروغگو باشد . »
385 - 45631 - ( 6 ) و از عالم [ امام كاظم عليه السلام ] روايت مىكنم . ( مشابه روايت پيشين را ذكر كرده ) و در پايان آن افزوده است : « معناى اين روايت آن است كه به نفع او يا عليه او در مورد نزاعى كه بين او و بين مخالف [ سنّى ] است . ولى در نزاع بين او و بين موافق [ شيعه ] بايد به نفع او و عليه او بهحقّ شهادت دهد . »
باب 16 عدم جواز شهادت عليه تنگدست در فرض بيم از ستم طلبكار بر او
386 - 45632 - ( 1 ) محمّد بن قاسم بن فضيل گويد : « از امام ابوالحسن عليه السلام پرسيدم و به ايشان گفتم : مردى از مواليان شما بدهى به مردى مخالف [ سنّى ] دارد كه او مىخواهد آن را در فشار بگذارد و زندانى كند و خداوند عز و جل مىداند كه او ندارد و نمىتواند فراهم كند و طلبكار اين مرد هم بيّنه ندارد . آيا جايز است او براى مخالف سوگند بخورد تا او را از خود دور سازد تا زمانى كه خداوند عز و جل برايش فراهم سازد ؟ و اگر شاهدانى از مواليان تو عليه او هستند كه مىدانند او نمىتواند ، آيا جايز است كه اينان عليه او شهادت دهند ؟ حضرت فرمود : جايز نيست كه عليه او شهادت دهند و البته او هم قصد ستم نداشته باشد . »
387 - 45633 - ( 2 ) داوود بن الحصين گويد : « از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : شهادت را عليه پدر و مادر و فرزند ادا كنيد ولى اداى شهادت بر برادر [ دينى ] در وام ضيّر نكنيد . پرسيدم : ضيّر چيست ؟ حضرت فرمود : اگر صاحب حقّى كه ادّعاى حقّ نسبت به اين شخص دارد ، دربارهء او بر خلاف آنچه خداوند عز و جل و رسول او دستور دادهاند ، تعدّى كند .
و مشابه اين ، آن كه براى كسى بر ديگرى وام است ولى او ندارد و خداوند متعال دستور داده كه در انتظار او بمانند تا بتواند . خداوند فرموده است : او را تا هنگام توانايى مهلت دهيد و او از تو مىخواهد كه شهادت دهى با اين كه تو مىدانى او در فشار ندارى است ؛ بنابراين بر تو حلال نيست كه در حال سختى ( ندارى ) شهادت دهى . »