جالب دانست و گفت : اين كارى است كه در آن پستى است و درگيرى در آن پسنديده نيست . شما دو نفر سازش كنيد كه سازش براى شما پسنديدهتر است . صاحب سه نان گفت : من جز حقّ واقعى و حكم واجب را نمىپذيرم .
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : حالا كه از سازش ابا دارى و تنها مىخواهى كه حكم و دادرسى كنم ، براى تو يك درهم و براى رفيقت هفت درهم است .
او در حالى كه خود و حاضران شگفتزده شده بودند ، گفت : اى اميرالمؤمنين ، وجه اين حكم را برايم بيان كنيد تا در كارم بينا باشم . حضرت فرمود : من تو را آگاه مىسازم . آيا همهء آنچه شما داشتيد ، هشت نان نبود كه هر كدام از شما به حساب يك سوم دو نان و دو سوم نان را خورده است ؟ او گفت : آرى .
حضرت فرمود : بنابراين براى هر كدام از شما هشت تا يك سوم بوده است . صاحب پنج نان ، پانزده يك سوم [ 1513 ] داشته كه هشت تاى آن را خورده ، باقيمانده برايش هفت يك سوم و تو ، سه نان داشتهاى و سه نان ، نُه يك سوم [ 913 ] است كه هشت تاى آن را خوردهاى ، باقيمانده براى تو يك سوم ؛ بنابراين براى رفيقت هفت درهم و براى تو يك درهم است . اين بود كه با روشن شدن كارشان بازگشتند . »
264 - 45510 - ( 10 ) امام باقر عليه السلام فرمود : « مردى در زمان اميرالمؤمنين عليه السلام دو كنيز داشت . هر دو در يك شب زاييدند . يكى پسر و ديگرى دختر . مادر دختر رفت و دخترش را در گهوارهاى كه در آن پسر بود ، گذاشت و پسر او را برداشت . مادر دختر گفت : پسر ، فرزند من است و صاحب پسر گفت : پسر فرزند من است . هر دو نزد اميرالمؤمنين عليه السلام مخاصمه كردند . اميرالمؤمنين عليه السلام دستور داد كه شير اين دو زن وزن شود و فرمود : هر كدام از اين دو زن كه شيرش سنگينتر بود ، پسر براى اوست . »
265 - 45511 - ( 11 ) دو كنيزى را كه در مورد پسر و دخترى نزاع داشتند ، پيش عمر آوردند . عمر گفت : كجاست ابوالحسن ، بر طرف كنندهء مشكلها ؟ حضرت را خواستند . عمر جريان را براى حضرت گفت . حضرت دو ظرف شيشهاى طلبيد . پس آن دو را وزن نمود و سپس هر يك را دستور داد كه در يك شيشه شير بدوشد و هر دو شيشه را وزن كردند . يكى از ديگرى سنگينتر بود . حضرت فرمود : پسر ، از آنِ مادرى است كه شيرش سنگينتر و دختر ، متعلق به مادرى است كه شيرش سبكتر بوده است .
عمر گفت : از كجا اين را گفتى اى ابوالحسن ؟ حضرت فرمود : چون خداوند براى مرد مثل بهرهء دو زن را قرار داده است و پزشكان اين نكته را پايهء استدلال بر مرد و زن بودن قرار دادهاند . »
266 - 45512 - ( 12 ) مردى سوگند خورد كه فيلى را وزن كند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « فيل داخل يك كشتى مىشود .
پس از آن نگاه مىشود كه آب تا كجاى كشتى رسيده است [ چه اندازه در آب فرو رفته است ] . بر آن علامت گذاشته مىشود . سپس فيل را بيرون مىآورند و در كشتى آهن يا روى يا هر چه خواستند ، مىريزند و چون به جايى كه علامت گذاشته شده رسيد ، آن را بيرون مىآورند و وزن مىكنند . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: السيد البروجردي
ص٢٨٧