تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
گردن برده را بزن ، تو آنان را بترسان ولى هيچكدام را مزن . پس از آن ، حضرت به قنبر فرمود : گردن برده را بزن . قنبر شمشير را تكان داد و يكى از آن دو سرش را داخل برد ولى سر ديگرى بيرون از سوراخ ماند . حضرت آن كس را كه سرش را داخل بُرده بود به آن يكى تحويل داد و به آن يكى گفت : برو ، او بردهء توست . » 260 - 45506 - ( 6 ) امام باقر عليه السلام فرمود : « مردى در زمان اميرالمؤمنين عليه السلام مرد و پسر و برده‌اى به جا گذاشت . پس از آن ، هر كدام از اين دو ادّعا داشت كه او فرزند است و ديگرى بردهء اوست . اين دو نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمدند و نزاع‌شان را پيش ايشان بردند . اميرالمؤمنين عليه السلام دستور داد كه دو سوراخ در ديوار مسجد كنده شود . پس از آن هر كدام از اين دو را مامور ساختند كه سرش را در سوراخ كند . هر دو چنين كردند . سپس فرمود : اى قنبر ، شمشير را برهنه ساز و به او اشاره كرد دستورى را كه مىدهم ، اجرا مكن . سپس فرمود : گردن برده را بزن . حضرت باقر عليه السلام فرمود : برده سرش را كنار كشيد . اميرالمؤمنين عليه السلام او را گرفت و به ديگرى فرمود : تو فرزندى و اين را آزاد كردم و دوست تو قرار دادم . » 261 - 45507 - ( 7 ) عبدالرحمن بن حجّاج گويد : « از ابن ابى ليلى شنيدم كه براى يارانش سخن مىگفت . او گفت : دو نفر با هم در يك سفر همراه شدند و چون خواستند صبحانه بخورند ، يكى از آن دو از توشه‌اش پنج گردهء نان و ديگرى سه گرده درآورد ، يك رهگذر با آنان برخورد كرد . اين دو او را به غذاىشان دعوت كردند . آن مرد با هر دو غذا خورد تا آن كه چيزى نماند و چون از غذا فارغ شدند ، رهگذر در برابر آنچه از ايشان خورده بود ، هشت درهم به اين دو داد . آن كه سه گردهء نان داشت به آن كس كه پنج گرده داشت گفت : اين مبلغ را ميان من و خودت نصف كن . ولى دارندهء پنج گردهء نان گفت : بلكه بايد هر كدام از ما به تعداد توشه‌اى كه بيرون آورده ، از دراهم بردارد . ابن ابى ليلى گويد : اين دو نزد اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره آمدند و چون حضرت سخن اين دو را شنيد ، به آن دو گفت : با هم مصالحه و سازش كنيد كه قضيهء شما كم ارزش است . اين دو گفتند : ميان ما به‌حقّ حكم فرما . ابن ابى ليلى گويد : حضرت به دارندهء پنج گردهء نان هفت درهم و به دارندهء سه گردهء نان يك درهم داد و به آن دو فرمود : آيا نه چنين است كه يكى از شما از توشه‌اش پنج گردهء نان و ديگرى سه گردهء نان در آورده است ؟ گفتند : آرى . حضرت فرمود : آيا مهمان شما با شما چون شما نخورد ؟ گفتند : آرى . حضرت فرمود : آيا خوراك هر كدام شما سه گرده نان منهاى يك سوم آن نيست ؟ گفتند : آرى . حضرت فرمود : آيا تو اى دارندهء سه گردهء نان ، سه گردهء نان منهاى يك سوم را نخورده‌اى و تو اى
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 281 | السيد البروجردي / اسماعيل تبار / حسينى / حسينيان قمى