253 - 45499 - ( 2 ) هارون بن حمزه گويد : « پرسيدم : دو نفر از اهل كتاب - دو مسيحى يا دو يهودى - در ميانشان نزاعى است . حاكمى از حاكمان آنان به ستم ميانشان دادرسى كرده است ولى آن كس كه عليه او دادرسى شده ، نمىپذيرد و مىخواهد كه دادرسى به حكم مسلمانان باز گردانده شود . حضرت فرمود : به حكم مسلمانان برگردانده مىشود . »
254 - 45500 - ( 3 ) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « اگر اهل كتاب مرافعهء خويش را نزد قاضى ببرند ، قاضى ميانشان بر طبق آنچه خداوند نازل كرده ، قضاوت مىكند ؛ آنگونه كه خداوند عز و جل فرمايد : و در ميان آنها ( اهل كتاب ) ، طبق آنچه خداوند نازل كرده ، قضاوت كن . »
ارجاعات
گذشت :
در روايات باب بيست و ششم از ابواب قضاء و روايات باب سى و هفتم ، چيزى كه با اين باب مناسبت دارد .
و بنگريد به باب دهم از ابواب ديات و باب يازدهم .
باب 44 پارهاى از قضاوتهاى حضرت على عليه السلام و پيامبر صلى الله عليه و آله و منصوبين آنها
255 - 45501 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « زنى را كه به مردى از انصار علاقه داشت ، نزد عمر بن خطاب آوردند .
اين زن عاشق اين مرد شده بود ولى به هيچ وسيله به او دست نمىيافت . اين زن تخممرغى گرفته و زردى آن را در آورده بود و سفيدى را برروى لباسش و ميان دو رانش ريخته بود . سپس نزد عمر آمد و گفت : اى اميرالمؤمنين ، اين مرد مرا در فلان جا گرفت و مرا بىعفت كرد . امام صادق عليه السلام فرمود :
عمر قصد كرد كه انصارى را كيفر دهد ولى مرد انصارى در حالى كه اميرالمؤمنين على عليه السلام نشسته بود ، سوگند مىخورد و مىگفت : اى اميرالمؤمنين ، شما در كار من تحقيق كنيد . چون جوان زياد اصرار كرد ، عمر به اميرالمؤمنين عليه السلام گفت : اى ابوالحسن ، تو چه مىگويى ؟