تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
و امّا در خصوص روايت اسحاق بن عمار كه اگر دو بيّنه در برابر هم قرار گرفت و هر كدام را سوگند مىدهند و هر كدام كه سوگند خورد ، حقّ با اوست و اگر هر دو سوگند خوردند حقّ ميان آن دو تقسيم مىگردد ، اين روايت با موردى تطبيق مىگردد كه دو طرف بر اين تنصيف سازش كنند ؛ چون ما توضيح داده‌ايم كه چه چيزى ترجيح يكى از دو طرف درگير را موجب مىشود كه سوگند بخورد در صورتى كه دو بيّنه مساوى باشند و آن ، كثرت شاهدان با قرعه است . ولى در اينجا چيزى نيست كه سوگند بر يكى از اين دو ثابت شود و ممكن است كه سوگند به جاى قرعه باشد به اين كه قرعه اختيار نشود و هر كدام از آن دو بپذيرند كه سوگند بخورند و امام اين را حقّ ببيند . در اين صورت ، مخيّر است بين اين گونه عمل و بين عمل به قرعه و اين شيوه بر همهء روايات بدون اين كه روايتى طرح گردد ، راست مىآيد و همهء روايات سالم مىماند و تو اگر در روايات فكرى كنى ، همه را بر پايهء آنچه برايت گفتم مىيابى - انشاء الله تعالى . » 185 - 45431 - ( 13 ) حلبى گويد : از امام صادق عليه السلام دربارهء دو نفر كه بر موضوعى شهادت دادند و دو نفر ديگر آمدند و بر خلاف آن شهادت دادند و با هم اختلاف كردند ، سئوال شد . حضرت فرمود : ميان‌شان قرعه انداخته مىشود و هر كدام كه قرعه به او خورد ، بر اوست سوگند و او به حقّ سزاوارتر است . » 186 - 45432 - ( 14 ) منصور گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : مردى در دستش گوسفندى است . مردى مىآيد و آن را ادّعا مىكند و بيّنهء عادل اقامه مىكند كه اين گوسفند نزد او به دنيا آمده و او آن را نبخشيده و نفروخته است . و آن كس كه گوسفند در دست اوست ، او هم مانند آنها بيّنه‌اى عدول مىآورد كه اين گوسفند نزد او به دنيا آمده و نفروخته و نبخشيده است . امام صادق عليه السلام فرمود : حقّ بيّنه براى مدّعى است و از كسى كه گوسفند در دستش است ، بيّنه نمىپذيرم ؛ چرا كه خداوند عز و جل دستور داده است كه از مدّعى اگر بيّنه داشت ، بيّنه طلب شود [ كه به نفعش حكم مىشود ] و اگر نداشت ، [ نوبت به ] سوگند آن كس كه گوسفند در دست اوست [ مىرسد ] . اين گونه خداوند عز و جل دستور داده است . » 187 - 45433 - ( 15 ) حمران بن اعين گويد : « از امام باقر عليه السلام دربارهء دخترى پرسيدم كه هنوز بالغ نشده و هفت ساله است و با مرد و زنى است كه مرد ادّعا مىكند اين كنيز اوست و زن ادّعا مىكند دختر اوست ، پرسيدم . حضرت فرمود : اميرالمؤمنين عليه السلام در اين مورد حكم كرده است . پرسيدم : اميرالمؤمنين عليه السلام در اين مورد چه حكمى داده‌اند ؟ حضرت فرمود : اميرالمؤمنين عليه السلام پيوسته مىفرمود : مردم همه آزادند جز آن كس كه خود در حالى كه بالغ است ، اقرار به بندگى كند و هر كس كه بيّنه اقامه كند بر كسى كه ادّعاى او را دارد - چه غلام و چه كنيز - به او تحويل مىگردد و بردهء او مىشود .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 199 | السيد البروجردي / اسماعيل تبار / حسينى / حسينيان قمى