باب 29 استحباب تصديق مدّعى توسط مدّعى عليه
172 - 45418 - ( 1 ) حمّاد بن عثمان گويد : « در حالى كه موسىبن عيسى در خانهاى كه در مسعى داشت ، مسعى [ محل سعى صفا و مروه ] را نگاه كرد كه ديد امام كاظم عليه السلام از سمت كوه مروه سوار بر استرى مىآيد . به ابن هياج مردى از همدان كه به او وابسته بود ، دستور داد تا به استر حضرت بچسبد و ادّعا كند كه استر از آن اوست . او نزد امام آمد و لجام استر را گرفت و ادّعا كرد كه استر از آنِ اوست . حضرت پايش را خم كرد و از استر پايين آمد و به غلامان خويش فرمود : زينش را برداريد و استر را به او بدهيد . او گفت : زين هم مال من است . حضرت فرمود : دروغ مىگويى . ما بيّنه داريم كه زين ، زين محمد بن على است ولى استر را به تازگى خريدهايم و تو خود بهتر مىدانى ، آنچه را مىگويى . »
باب 30 حكم تعارض دو بيّنه
173 - 45419 - ( 1 ) ابوبصير گويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء مردى پرسيدم كه : نزد قومى مىآيد و ادّعاى خانهاى را دارد كه در دست آنهاست و آن كس كه خانه در دست اوست ، بيّنه مىآورد كه خانه را از پدرش به ارث برده و او نمىداند كه سابقهء خانه چيست ؟ حضرت فرمود : هر كدام كه بيشتر بيّنه دارد ، سوگند داده مىشود و خانه به او تحويل مىگردد .