باب 24 حكم دعوى پس از سوگند
158 - 45404 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « اگر صاحب حقّ به سوگند كسى كه حقّش را منكر است راضى شود و او را سوگند دهد و او سوگند بخورد كه حقّى براى مدّعى بر او نيست ، اين سوگند ، حقّ مدّعى را از بين مىبرد ؛ بنابراين ديگر ادّعايى ندارد . به امام گفتم : گرچه عليه او بيّنهء عادل باشد ؟
حضرت فرمود : آرى ، گرچه پس از آن كه او را به خدا سوگند داده است ، پنجاه قسامه اقامه كند ، حقّى براى او نيست و سوگند هر ادّعايى را كه بر آن شخص دارد و آن شخص را بر آن سوگند داده است ، باطل مىسازد . »
159 - 45405 - ( 2 ) رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « هر كس كه براى شما بر حقّى به خدا سوگند خورد ، او را تصديق كنيد و هر كس كه از شما چيزى خواست و به خدا سوگندتان داد به او بدهيد . سوگند ، ادّعاى مدّعى را از بين مىبرد و ادّعايى ديگر براى او نيست . »
160 - 45406 - ( 3 ) امام سجاد عليه السلام بيان داشت : « جز به خدا سوگند مخوريد و هر كس كه به خدا سوگند خورد ، تصديق مىشود و هر كس كه برايش به خدا سوگند خورند ، بپذيرد و هر كس كه برايش به خدا سوگند خورند و نپذيرد ، ارزشى نزد خداوند عز و جل ندارد . »
161 - 45407 - ( 4 ) عبداللّه وضّاح گويد : « ميان من و مردى از يهود ، معاملهاى بود . او هزار درهم به من خيانت كرد . او را نزد والى بردم . سوگندش دادم ، سوگند خورد ولى من مىدانستم كه او سوگند دروغ خورده است . پس از آن ماجرا ، براى او نزد من سودها و درهمهاى بسيار قرار گرفت . من خواستم كه هزار درهمى را كه نزد او داشتم و بر آنها سوگند خورد ، تقاص كنم . به امام ابوالحسن عليه السلام نامه نوشتم و به ايشان گفتم كه : من آن يهودى را سوگند دادم . او سوگند خورد ولى الان از او مالى در نزد من است . اگر شما به من دستور دهيد كه از او هزار درهمى را كه بر آن سوگند خورده بردارم ، چنين خواهم كرد .