باب 23 ثبوت حقّ عليه منكر و ميّت
157 - 45403 - ( 1 ) عبدالرحمن بن ابى عبداللّه گويد : « به شيخ عليه السلام [ منظور امام عليه السلام است ] گفتم دربارهء مردى كه ادّعا دارد كه از مردى حقّى را طلب دارد و بيّنهاى براى خود ندارد ، به من خبر دهيد .
حضرت فرمود : مدّعىعليه سوگند بخورد . اگر سوگند خورد ، مدّعى حقى ندارد . ولى اگر سوگند نخورد ، بر او حقّ ثابت است و اگر كسى كه از او حقّ طلب مىشود مرده و بيّنه بر او اقامه شده است ، مدّعى بايد به خدايى كه جز او خدايى نيست ، سوگند ياد كند كه فلانى مرده در حالى كه حقّ من بر او ثابت است ، اگر سوگند خورد [ حقّش ثابت مىشود ] . و گرنه حقّى براى او نيست ؛ چون ما نمىدانيم ، شايد حقّ او را با بيّنهاى داده كه ما جاى بيّنه را نمىدانيم يا بدون بيّنه پيش از مرگ داده و به همين جهت مدّعى بايد علاوه بر بيّنه ، سوگند هم بخورد . پس اگر ادّعا كند و بيّنهاى نداشته باشد ، حقّى براى او نيست ؛ چون مدّعىعليه زنده نيست و اگر زنده بود ، ملزم به سوگند مىشد يا ملزم بهحق يا اين كه سوگند را به مدّعى برمىگرداند ، به همين جهت حقّ مدّعى ثابت نمىشود . »
ارجاعات
گذشت
در روايت دوم از باب سيزدهم از ابواب رهن ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « هر زمان كه به چيزى كه نزد اوست اقرار كند ، بدان اخذ مىگردد و از او مطالبهء بيّنه بر دعوىاش مىشود و پس از سوگند ، حقّ او به طور كامل داده مىشود و هر زمان كه بيّنه نياورد و وارثان انكار كنند ، براى مدّعى ، عليه وارثان سوگند به علم آنان است ، مبنى بر اين كه آنان بايد به خدا سوگند بخورند كه نمىدانند كه وى بر مردهء آنان حقّى داشته است . »
و در روايت چهارم از باب هجدهم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « سوگند بر مدّعىعليه است . پس اگر از خوردن سوگند خوددارى كند ، حقّ بر او ثابت مىگردد . »