حضرت مرقوم فرمود : از او چيزى مگير . اگر او به تو ستم كرده ، تو به او ستم مكن و اگر نبود كه تو خود سوگند او را پذيرفتى و او را سوگند دادى ، من به تو دستور مىدادم كه تو آنها را از آنچه نزد خودت هست ، بردارى . ولى تو به سوگند او تن دادى و سوگند آنچه در آن است ، از بين مىبرد . من هم از او چيزى برنگرفتم و به مرقومهء امام ابوالحسن عليه السلام تن دادم . »
162 - 45408 - ( 5 ) امام صادق عليه السلام دربارهء مردى كه براى او مالى بر مردى مىباشد و آن مرد آن مال را انكار مىكند ، فرمود : « اگر او را سوگند بدهد - پس از سوگند خوردن او - حقّ ندارد كه چيزى از او بگيرد و اگر او را رها سازد و سوگندش ندهد ، او بر حقّ خود خواهد بود . »
ارجاعات
گذشت
در روايت يكم از باب پانزدهم از ابواب وصيّت ، اين گفته كه : « رسول خدا بر آن دو نفر ذمى سوگند را الزام كرد . آن دو ، سوگند خوردند . رسول خدا آنان را آزاد كرد . سپس آن ظرف و گردنبند پيدا شد . اولياى تميم نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند : اى رسول خدا ، در دست ابن بيدى و ابن ابى ماريه همان كه ما عليه آنان ادّعا داشتيم ، آشكار گشت . [ تا آن كه گويد ] : رسول خدا صلى الله عليه و آله به اولياى « تميمدارى » دستور داد كه به خدا سوگند ياد كنند بر آنچه آن شخص آنان را به آن دستور داده است .
آنان سوگند خوردند و رسول خدا صلى الله عليه و آله گردنبند و ظرف را از ابن بيدى و ابن ابى ماريه گرفت و آن دو را به اولياى « تميم دارى » باز گرداند . »
و در باب سوم از ابواب سوگندها ، مناسب اين باب .
و در روايات باب چهل و يكم ، چيزى كه بر اين مفاد دلالت دارد ؛ مراجعه كنيد .
و در روايت چهارم از باب بيست و يكم از ابواب قضاء ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « اگر مردى ادّعايى كند و آن شخص انكار كند و او را سوگند دهد و برايش سوگند بخورد سپس بيّنه بر ادّعاى خويش بياورد ، بيّنهء او پذيرفته است . »
و در باب پيشين ، چيزى كه بر اين دلالت دارد ؛ آن را ملاحظه كنيد .