تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 1127

مساهمون:

ص١١٢٧
« مسلمان ساحر ، كشته مىشود و كافر ساحر ، كشته نمىشود . سؤال شد كه : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! چرا كافر ساحر كشته نمىشود ؟ حضرت فرمود : چون كفر بزرگ‌تر از سحر است و سحر و شرك همراه هم‌اند . » و در روايت هشتم ، مشابه اين روايت و افزوده دارد كه : « على عليه السلام فرمود : اگردو مرد عادل بر مردى از مسلمانان شهادت دهند كه او سحر كرده است ، كشته مىشود ؛ چرا كه كفر ورزيده و سحر ، كفر است . . . » و ديگر روايات همين باب را ملاحظه كن ؛ چرا كه در آن روايات ، روايتى است كه دلالت مىكند بر اين كه ساحر ، كافر و اهل آتش است و در روايات باب سى و نه از ابواب شهادات ، روايتى كه بر بخش پايانى عنوان باب دلالت دارد .

باب 13 حكم كسى كه به نام خدا تكدّى كند

1960 - 47209 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! من از مردى به خاطر روى خدا چيزى خواستم ، او مرا پنج تازيانه زد . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز او را پنج تازيانه ديگر زد و فرمود : به روى پست خودت درخواست كن [ از خودت مايه مگذار ] . »

ارجاعات

گذشت :

در روايت يكم از باب سىام از ابواب ايمان ، اين گفته كه : « مردى همسرش به او گفت : از تو مىخواهم به خاطر روى خدا كه مرا طلاق دهى . حضرت فرمود : او را با زدن به درد مىآورد يا آن كه او را عفو مىكند . »

باب 14 حكم كسانى كه زندانى يا حبس ابد مىشوند

1961 - 47210 - ( 1 ) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « كسى كه از پرداخت حقّ ديگران امتناع كند - در حالى كه مالدار باشد - و آنچه پرداخت آن بر او واجب است در نزدش باشد ولى از پرداخت آن ابا كند و طرف شاكى او نيز جز اين كه حقّش به او داده شود چيزى را نمىپذيرد ، در اين صورت او را مىزنند تا حقّ را پرداخت كند و اگر آنچه برعهدهء اوست ، نزدش حاضر نيست - مگر در متاعى كه دارد - در اين صورت كفيلى براى او مىدهد يا آن كه اگر كفيل نيافت به مقدارى كه متاعش را بفروشد و بدهىاش را پرداخت كند ، به زندان مىرود . »