باب 12 حكم جادوگر
1955 - 47204 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « ساحر ، با شمشير ، يك ضربه بر فرق سرش زده مىشود . »
1956 - 47205 - ( 2 ) و در كتاب شرح الاخبار به هنگام شمارش شهداى جنگ صفّين گويد : « و جندب الخير در صفّين كشته شد و او همان است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله يك شب در حالى كه يارانش را حركت مىداد ، به نام او رجز مىخواند و مىفرمود : جندب ! چه جندبى ! چون صبح شد ، ياران گفتند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! از شما شنيديم كه از جندب ياد مىكرديد . حضرت فرمود : آرى ، مردى از امت من كه به او جندب مىگويند ، ضربهاى مىزند كه بين حقّ و باطل را از هم جدا مىسازد و خداوند او را در روز قيامت به عنوان يك امت بر مىانگيزد . جندب در جلوى وليد بن عقبه كه كارگزار عثمان در كوفه بود ، ساحرى را ديد . او را كشت . وليد به او گفت : چرا او را كشتى ؟ جندب گفت : من بيّنه برايت مىآورم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : هر كس ساحرى را ببيند ، او را با شمشير بزند . وليد دستور داد او را به زندان برند ولى زندانبان مرد مسلمانى بود به نام دينار . او جندب را آزاد ساخت . اين خبر به وليد رسيد . دستور داد تا دينار را با تازيانهها بزنند . او را زدند تا مُرد . »
1957 - 47206 - ( 3 ) على عليه السلام فرمود : « ابن اعصم ، پيامبر را سحر كرد ، حضرت او را كشت . »
1958 - 47207 - ( 4 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام پيوسته مىفرمود : « هر كس از سحر چيزى بياموزد ، ديگر از خدا جدا مىشود و حدّ او كشته شدن است ؛ مگر اين كه توبه كند و باز پيوسته حضرت مىفرمود : حدود در سرزمين دشمن اجرا نمىشود ؛ مبادا كه غرور او را وادار سازد تا به سرزمين دشمن پناهنده شود . »
1959 - 47208 - ( 5 ) روايت شده است كه توبهء ساحر اين است كه بگشايد و نبندد [ سحرهاى ديگران را بگشايد و خود هرگز سحر نكند ] .
ارجاعات
گذشت :
در روايت ششم از باب بيست و هشتم از ابواب « مايكتسب به » ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « حدّ ساحر اين است كه كشته شود ؛ مگر اين كه توبه كند . » و در روايت هفتم ، فرمودهء رسول خدا صلى الله عليه و آله كه :