1944 - 47193 - ( 10 ) مجاهد در محضر حضرت على عليه السلام وارد شد و گفت : « شما دربارهء سخن قَدَريه چه مىگوييد ؟
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : آيا كسى از آنان همراه توست يا در منزل از آنان كسى هست ؟ مجاهد گفت :
اى اميرالمؤمنين ، با آنان چه كار داريد ؟ حضرت فرمود : آنان را توبه مىدهم ؛ اگر پذيرفتند و توبه كردند [ كه هيچ ] ؛ و گرنه آنان را مىكشم . »
1945 - 47194 - ( 11 ) مجاهد ( غلام عبدالله بن عباس ) نزد اميرالمؤمنين على عليه السلام آمد و گفت : « اى اميرالمؤمنين ، شما دربارهء سخن قَدَريه چه مىگوييد ؟ گروهى از مردم هم همراه مجاهد بودند . حضرت فرمود : آيا كسى از آنان همراه توست ؟ مجاهد گفت : اى اميرالمؤمنين ، چه مىخواهى با آنان بكنى ؟ حضرت فرمود : آنان را توبه مىدهم ؛ اگر توبه كردند [ كه هيچ ] ؛ و گرنه آنان را گردن مىزنم . »
1946 - 47195 - ( 12 ) امام باقر عليه السلام فرمود : « عبدالله بن سبا دعوى پيامبرى داشت و مىگفت كه : اميرالمؤمنين همان خداست ( خدا برتر از اين است ) ! اين خبر به اميرالمؤمنين عليه السلام رسيد . حضرت او را خواست و از او پرسيد و او به اين گفته اعتراف كرد و گفت : آرى ، تو خدايى و در دلم افتاده است كه تو خدا و من پيامبر هستم . اميرالمؤمنين عليه السلام به او گفت : واى بر تو ! شيطان تو را مسخره كرده ؛ از اين گفته برگرد . مادرت به عزايت بنشيند ! توبه كن ، ولى او نپذيرفت . حضرت او را به زندان انداخت و سه روز او را توبه داد ولى او توبه نكرد . پس از آن ، او را از زندان بيرون آورد و با آتش سوزاند و فرمود : شيطان عقل او را ربوده است و نزد او مىآيد و در قلبش چنين القا مىكند . »
1947 - 47196 - ( 13 ) هشام بن سالم گويد : « امام صادق عليه السلام در حالى كه جريان عبدالله بن سبا و ادّعاى او مبنى بر خدا بودن اميرالمؤمنين را براى يارانش بازگو مىكرد ، مىفرمود : چون چنين ادّعايى را عبدالله بن سبا دربارهء اميرالمؤمنين عليه السلام كرد ، حضرت او را توبه داد ولى او نپذيرفت . پس از آن ، حضرت او را در آتش سوزاند . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 1115
مساهمون: السيد البروجردي
ص١١١٥