سپس آتش بر آنان افروخت و آنان را سوزاند و اين چنين با مرتد و هر كس كه دينش را تغيير دهد ، عمل مىكرد . حضرت دستور سوزاندن يك مسيحى را كه مرتد شده بود ، صادر كرد . اولياى آن مسيحى براى گرفتن جسد آن فرد ، صد هزار درهم دادند ولى حضرت نپذيرفت . دستور داد او را سوزاندند و فرمود : من نخواهم ياور شيطان در مقابل اينان باشم و نيز از كسانى نخواهم بود كه جسد كافرى را مىفروشند و حضرت عليه السلام اين زنادقهاى را كه بازگو شد ، آتش زد و به قنبر دستور سوزاندن آنان را داد ، سپس فرمود : چون امروز چيز منكرى را ديدم ، آتش افروختم و قنبر را خواستم [ دستور دادم ] . »
1930 - 47179 - ( 5 ) زنديقهايى را نزد اميرالمؤمنين على عليه السلام آوردند . حضرت آنان را كشت و با آتش سوزاند .
1931 - 47180 - 47 - ( 6 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « اميرالمؤمنين عليه السلام دربارهء زنديق اگر دو نفر عليه او شهادت مىدادند كه عادل و پسنديده بودند و هزار نفر به نفع او در راستاى پاكىاش شهادت مىدادند ، چنين حكم مىكرد كه شهادت آن دو نفر نافذ است و شهادت هزار نفر را باطل مىكرد ؛ چرا كه زندقه دينى است كه مخفى نگه داشته شده است . »
1932 - 47181 - ( 7 ) حارث بن مغيره گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : نظر شما چيست ، اگر فردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمد و مىگفت : به خدا سوگند ! نمىدانم كه تو پيامبر هستى يا نه ؟ آيا پيامبر از او قبول مىكرد ؟
حضرت فرمود : نه ، بلكه پيامبر صلى الله عليه و آله او را مىكشت . اگر پيامبر اين را مىپذيرفت ، هيچ منافقى ، اسلام اختيار نمىكرد . »
1933 - 47182 - ( 8 ) رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « مگر نه اين است خوش ندارم كه گفته شود ، محمد از گروهى كمك گرفت تا آن زمان كه بر دشمنش پيروز شد ، سپس آنان را كشت والّا هرآينه گردن گروه زيادى از آنها را مىزدم . »
1934 - 47183 - ( 9 ) از حضرت رضا عليه السلام در روايتى كه اسلام ناب را بيان مىكند ، روايت است : « كشتن احدى از كافران و ناصبىها در دارتقيه جايز نيست ، مگر اين كه قاتل باشد يا در راه فساد تلاش كند و اين در صورتى است كه برخود و يارانت ترسى نداشته باشى . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 1103
مساهمون: السيد البروجردي
ص١١٠٣