مىآيد :
در روايت يكم از باب چهارم از ابواب قصاص عضو ، اين گفته كه : « هر كس نبوت پيامبر مرسلى را انكار و او را تكذيب كند ، خونش مباح است . راوى گويد : به امام گفتم : نظر شما چيست ، اگر كسى امامى از شما را انكار كند ؟ حضرت فرمود : هر كس امامى را انكار كند ، او از خدا بيزارى جسته و خداوند از او و دينش بيزارى جسته است . او كافر و مرتد از اسلام است ؛ چرا كه امام از سوى خدا و دين خداست و هر كس كه از دين خدا بيزارى جويد ، او كافر و خونش در آن حال مباح است ، مگر اين كه باز گردد و به سوى خداوند عز و جل توبه كند . »
باب 8 - حكم زنديق ، منافق و ناصبى
1926 - 47175 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « زنديقى را نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آوردند . حضرت بالاى گردنش را زد [ او را كشت ] . از امام سؤال شد : اين زنديق ، مال فراوانى دارد ؛ اين مالش براى چه كسى است ؟ حضرت فرمود : براى فرزندان ، وارثان و همسرش . »
1927 - 47176 - ( 2 ) عامل اميرالمؤمنين عليه السلام براى حضرت نامه نوشت كه : « من به گروهى از زنديقها از مسلمانان و گروهى از مسيحيان زنديق دست يافتهام . حضرت براى او مرقوم فرمود : اما هر يك از مسلمانان كه بر فطرت اسلام متولد و سپس زنديق شده ، گردنش را بزن و او را توبه مده ولى آن كس كه از مسلمانان بر فطرت اسلام متولد نشده ، او را توبه بده . اگر توبه كرد كه هيچ ؛ و گرنه گردنش را بزن و اما مسيحيان ؛ پس مسيحيتى كه آنان بر آن هستند ، خود بزرگتر از زندقه است . »
1928 - 47177 - ( 3 ) مردى زنديق را كه معاد را منكر بود ، نزد اميرالمؤمنين على عليه السلام آوردند . او كشته شد و مال فراوانى داشت كه حضرت تركهاش را براى همسر ، پدر و مادر و فرزندان وى قرار داد و آن را بر پايهء كتاب خداوند عز و جل تقسيم كرد .
1929 - 47178 - ( 4 ) تعدادى زنديق را از بصره نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آوردند . حضرت ، اسلام را بر آنان عرضه داشت و آنان را توبه داد ولى نپذيرفتند . چالهاى براى آنان كند و [ خطاب به چاله ] فرمود : امروز تو را از پيه و گوشت سير مىسازم . پس از آن دستور داد گردنهاىشان زده شد . آنگاه آنها را در چاله انداخت و