تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
و در روايت بيست و نهم از باب سى و هشتم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « زنى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : چرا در مورد شهادت و ارث ، دو زن معادل يك مرد است ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اى زن ، اين حكمى است از سوى سلطانى عادل و حكيم كه ستم و جور نمىكند . چيزى را كه به شما نمىدهد ، براى خودش سودمند نيست و آنچه بدهد ، از او كم نمىكند . ولى او با علم و آگاهى خويش تدبير امور مىكند . اى زن ، اين به دليل آن است كه شما زنان ، دين و عقل‌تان ناقص است . آن زن پرسيد : اى رسول خدا ، نقص دين ما چيست ؟ حضرت فرمود : يكى از شما نيمى از روزگار خويش را مىنشيند و به دليل حيض بودن نماز نمىخواند و شماها زياد نفرين مىكنيد و كسى را كه با او معاشرت داشته‌ايد ، ناديده مىگيريد . يكى از شما ده سال يا بيشتر نزد مردى مىماند كه آن مرد به وى نيكى مىكند و نعمت مىدهد ولى اگر يك روز دست آن مرد تنگ شود يا با اين زن مخاصمه و نزاعى بكند ، زن به او مىگويد من هرگز از تو خوبى نديده‌ام . »

باب 3 عدم صلاحيّت حاكمى كه از ديگران نظرخواهى كند

36 - 45283 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « اگر حاكم به كسى كه سمت راست اوست و كسى كه سمت چپ اوست ، بگويد : نظرت چيست ؟ تو چه مىگويى ؟ بر اين حاكم لعنت خدا ، فرشتگان و همهء مردم است ! چرا از جاى خويش برنمىخيزد و آنها را به جاى خويش نمىنشاند ؟

ارجاعات

گذشت

در روايت بيست و نهم از باب يكم ، اين گفته كه : « در مورد فتوى ، مشورت مكن . تنها مشورت در مورد جنگ و مصلحت‌هاى دنيايى است و دين به رأى نيست . »

مىآيد

: در روايت ششم از باب هشتم از ابواب احكام عمومى حدود ، اين گفته كه : « اى ابا حفص ، دربارهء كار اين مرد چه مىگويى ؟ او گفت : اين مشكلى است و ابوالحسن حلّال آن است . » و در روايت هفتم مانند آن . و در روايت چهارم از باب يكم از ابواب حدّ لواط ، اين گفته كه : « ابوبكر دربارهء كسى كه لواط مىداده است ، مشورت كرد . گفتند : او را بكشيد . پس از آن با اميرالمؤمنين عليه السلام مشورت كرد . حضرت فرمود : او را با آتش بسوزان ؛ چرا كه عرب قتل برايش مهم نيست . ابوبكر به عثمان گفت : تو چه