1812 - 47061 - ( 5 ) مرد مسيحى را كه مسلمان و سپس مسيحى شده بود ، نزد اميرالمؤمنين على عليه السلام بردند .
اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود : سه روز خوارى را به او بچشانيد و در همهء اين سه روز ، حضرت از غذاى خود به او مىخوراند و از نوشيدنى خويش به او مىنوشاند . روز چهارم او را بيرون آورد ولى او از پذيرش اسلام امتناع ورزيد . حضرت او را به حياط مسجد بيرون برد و او را كشت . مسيحيان جسد او را در برابر پرداخت صد هزار خواستند ولى حضرت نپذيرفت . پس از آن ، حضرت دستور داد تا جسدش در آتش سوزانده شود و فرمود : من كمك شيطان ، عليه اينان نخواهم بود . »
1813 - 47062 - ( 6 ) امام صادق عليه السلام بيان داشت : « اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : همسر فرد مرتد از او جدا مىشود و ذبيحهء او خورده نمىشود و سه روز او را توبه مىدهند . اگر توبه كرد [ كه هيچ ] ؛ و گرنه در روز چهارم كشته مىشود . »
1814 - 47063 - ( 7 ) امام جعفر صادق عليه السلام از پدرشان از پدرانشان عليهم السلام روايت كردهاند كه : « اگر كسى از اسلام برگردد ، همسرش از او جدا مىشود و ذبيحهء او خورده نمىشود و سه روز او را توبه مىدهند . اگر بازگشت [ كه هيچ ] ؛ و گرنه روز چهارم كشته مىشود - البته اگر از عقل سالمى برخوردار باشد . »
1815 - 47064 - ( 8 ) امام جعفر صادق عليه السلام بيان داشت : « اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود : كسى كه از اسلام برگشته است ، همسرش از او جدا مىشود و ذبيحهء او خورده نمىشود و سه روز او را توبه مىدهند . اگر توبه كرد و به فرمان خداوند عز و جل بازگشت [ كه هيچ ] ؛ و گرنه روز چهارم كشته مىشود . »
1816 - 47065 - ( 9 ) ابوالطفيل بن واثله كنانى روايت كرده است كه : « بنى ناجيه قومى بودند كه در سواحل دريا زندگى مىكردند . اينان ادّعا داشتند كه نسبى در قريش دارند [ قريشى هستند ] و همه مسيحى بودند .
پس از آن اسلام آوردند و سپس از اسلام برگشتند . اميرالمؤمنين عليه السلام معقل بن قيس تميمى را به سوى آنان گسيل داشت . ما هم همراه او حركت كرديم . چون به آن قوم رسيديم ، معقل نشانهاى بين ما و خودش قرار داد و گفت : هر زمان كه دستم را بر سرم گذاشتم ، شما بر آنان شمشير بكشيد [ آنان را بكشيد ] . معقل نزد آن قوم رفت و گفت : شما بر چه دينى هستيد ؟ دستهاى بيرون آمدند و گفتند : ما مسيحى هستيم و دينى بهتر از دين خودمان نمىشناسيم و ما بر همين دين هستيم .
ابوالطفيل گويد : معقل آنها را جدا كرد . ابوالطفيل گويد : پس از آن ، گروهى از آنان گفتند : ما مسيحى بوديم ولى مسلمان شدهايم و الان مسلمان هستيم و دينى برتر از دين مان نمىشناسيم . ما بر همين دين هستيم ولى دستهاى گفتند : ما مسيحى بوديم سپس اسلام آورديم . پس از آن
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 1041
مساهمون: السيد البروجردي
ص١٠٤١