1808 - 47057 - ( 1 ) امام باقر و امام صادق عليه السلام دربارهء مرتد [ فرمودند ] : « توبه داده مىشود . اگر توبه كرد [ كه هيچ ] ؛ و گرنه كشته مىشود و اگر زن مرتد از اسلام شود ، توبه داده مىشود . اگر توبه كرد و بازگشت [ كه هيچ ] ؛ و گرنه براى هميشه زندانى مىشود و در زندان هم بر او سخت مىگيرند . »
1809 - 47058 - ( 2 ) جميل بن درّاج و ديگران از امام باقر يا امام صادق عليه السلام دربارهء مردى كه از اسلام برگشته است ، روايت كردهاند كه حضرت فرمود : « او را توبه مىدهند . اگر توبه كرد [ كه هيچ ] ؛ و گرنه كشته مىشود .
به جميل گفته شد : نظر تو چيست اگر او توبه كرد ولى پس از آن ، از اسلام برگشت ؟ جميل گفت :
مجددا او را توبه مىدهند . از جميل سؤال شد : چه مىگويى اگر باز توبه كرد ولى دوباره برگشت و باز توبه كرد و سپس بازگشت ؟ جميل گفت : در اين باره چيزى نشنيدهام ولى چنين كسى نزد من به سان زناكارى است كه دو بار حدّ بر او جارى شده است و پس از آن كشته مىشود . جميل گويد : اصحاب ما روايت كردهاند كه زناكار در بار سوم كشته خواهد شد . »
1810 - 47059 - ( 3 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « مردى را از بنى ثعلبه كه پس از مسلمانى ، مسيحى شده بود ، نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آوردند و شاهدان عليه وى شهادت دادند . اميرالمؤمنين عليه السلام به او فرمود : اين شاهدان چه مىگويند ؟ او گفت : راست شهادت دادهاند ولى من مجددا به اسلام باز مىگردم .
حضرت فرمود : آگاه باش ! كه اگر تو شاهدان را تكذيب مىكردى ، من گردن تو را مىزدم ولى اكنون از تو مىپذيرم ولى ديگر چنين مكن ؛ چرا كه اگر از اسلام برگردى ، رجوع مجدد تو را به اسلام ديگر از تو نمىپذيرم . »
1811 - 47060 - ( 4 ) پيوسته اميرالمؤمنين عليه السلام بيش از سه روز مرتد را - براى اين كه او را توبه بدهد - آزاد نمىگذاشت . چون روز چهارم مىشد [ در صورتى كه توبه نكرده بود ] او را بدون اين كه توبه بدهد ، مىكشت و سپس تلاوت مىكرد : كسانى كه ايمان آوردند ، سپس كافر شدند ، بازهم ايمان آوردند ، ديگر بار كافر شدند ، سپس بر كفر خود افزودند . . . تا پايان آيه ، همه را مىخواند . »
در دعائم الاسلام همين روايت ذكر شده ، تنها در آنجا مىگويد : « زمانى كه روز چهارم مىشد ، حضرت او را بدون اين كه توبه دهد ، مىكشت و سپس آيه را تا پايان آن تلاوت مىكرد . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 1039
مساهمون: السيد البروجردي
ص١٠٣٩