وقتى او به شهادت رسيد پسرش محمد « 13 » نسبت به مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر است . و تو اى حسين او را درك مىكنى ، از من به او سلام برسان . سپس در نسل محمّد « 14 » مردانى يكى پس از ديگرى خواهند بود كه با امر آنان براى مردم اختيارى نيست .
بعد حضرت اين مطلب را سه مرتبه تكرار كرد و فرمود : « هيچ كدام از آنان نيست مگر آنكه نسبت به مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر است و با امرشان آنان را اختيارى نيست . همهء آنان هدايتكننده و هدايت شدهاند و آنان نه نفر از فرزندان حسين هستند » .
امير المؤمنين عليه السّلام برخاست و در حالى كه گريه مىكرد عرض كرد : پدر و مادرم فدايت اى پيامبر خدا ، آيا تو هم كشته مىشوى ؟
فرمود : آرى ، من با سمّ از دنيا مىروم و شهيد مىشوم ، و تو با شمشير كشته مىشوى و محاسنت از خون سرت رنگين مىشود ، و پسرم حسن با سمّ كشته مىشود ، و پسرم حسين با شمشير كشته مىشود ، او را طغيانگر پسر طغيانگر ، زنازاده پسر زنازاده ، منافق پسر منافق مىكشد « 15 » .
هلاكت ابو بكر و عمر و عثمان به اقرار معاويه
( 1 ) معاويه گفت : اى پسر جعفر ، حرف بسيار بزرگى زدى ! اگر آنچه مىگوئى حق باشد
هامش
( 13 ) در كتاب عيون و خصال : پسرش محمد بن على باقر .
( 14 ) « ج » : پشت سر محمّد . . . ، و در كتابهاى عيون و اكمال و خصال و اعلام الورى چنين است : سپس تكميل دوازده امام كه نه نفر از فرزندان حسين هستند .
( 15 ) « ج » : پسرم حسين را پسر زن زناكارى به دستور ( يزيد ) پسر طغيانگر قريش صاحب زنجير ( معاويه ) مىكشد . و در « ج » اين عبارات در اينجا اضافه شده است كه قبلا در متن گذشت : « امت من دوازده امام ضلالت خواهند داشت كه همهء آنان گمراه و گمراهكنندهاند . دو نفر از قريش و ده نفر از بنى اميّه . بر گردن دو نفر از قريش مثل گناهان دوازده نفر است » سپس پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آن دو نفر و ده نفر را نام برد .