آنان امت را از امر دينشان و حلال و حرامشان خبر مىدهند ، و آنان را با امر و نهى واحد « 23 » به رضايت پروردگارشان راهنمايى مىكنند و آنان را از سخط او نهى مىكنند ، و در بين آنان اختلاف و تفرقه و نزاعى نيست .
آخر آنان از اوّل آنان املاى من و دست خط برادرم على را تحويل مىگيرد و تا روز قيامت از يك ديگر به ارث مىبرند .
همهء اهل زمين در جهل و غفلت و سرگردانى و حيرتاند بجز آنان و شيعيان و دوستانشان .
آنان در چيزى از امر دينشان به احدى از امت احتياج ندارند ، ولى امت به آنان احتياج دارند .
آنان هستند كه خداوند در كتابش آنان را قصد كرده « 24 » و اطاعت آنان را به اطاعت خود و رسولش مقرون ساخته و فرموده است :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 25 » ، يعنى : « از خدا و پيامبر و اولى الامر از خود اطاعت كنيد » .
سخن معاويه در بارهء گمراهى امّت و كمى مؤمنين
( 1 ) عبد اللَّه بن جعفر مىگويد : معاويه رو به امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و ابن عباس و فضل بن عباس و عمر بن ابى سلمه و اسامة بن زيد كرد و گفت : همهء شما گفتههاى عبد اللَّه بن جعفر را قبول داريد ؟ گفتند : آرى .
گفت : اى پسران عبد المطلب ، شما مسألهء بزرگى را ادعا مىكنيد و به دليلهاى قوى استدلال مىنماييد اگر حق باشد ! ! و شما در باطن مسألهاى را معتقديد كه در ظاهر آن را پنهان مىكنيد و مردم در بارهء آن در غفلتى كور بسر مىبرند .
هامش
( 23 ) يعنى سخن همهشان يكى است .
( 24 ) « ج » : و حضرت در اينجا آيهاى از قرآن را كه در بارهء آنان نازل شده ترك نكرد و همه را ذكر كرد .
( 25 ) سورهء نساء : آيهء 59 .