من از سخن او به غضب در آمدم و حالتى به من دست داد كه نتوانستم خود را كنترل كنم و گفتم : به خدا قسم ، تو نسبت به آن دو و پدر و مادرشان كم معرفت هستى . به خدا قسم آن دو از من بهترند و پدرشان از پدر من بهتر و مادرشان از مادر من بهتر است .
اى معاويه ، تو غافلى از آنچه من از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدهام كه در بارهء آن دو و پدر و مادرشان فرمود و من آن را حفظ كردم و در قلب خود جا دادم و آن را نقل كردم « 1 » .
وحشت معاويه از رسيدن فضائل اهل بيت عليهم السّلام به اهل شام
( 1 ) معاويه گفت : آنچه شنيدهاى بياور - و اين در حالى بود كه در مجلس او امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و عبد اللَّه بن عباس و فضل بن عباس و پسر ابو لهب حاضر بودند - به خدا قسم تو نه دروغگو و نه مورد اتهام هستى .
عبد اللَّه مىگويد : گفتم : مطلب بزرگتر از آن است كه در نظر دارى . گفت : اگر چه از كوه احد و حرا هم بزرگتر باشد ، من ترسى ندارم مادامى كه كسى از اهل شام در مجلس نباشد ، و نيز بعد از آنكه خداوند رفيق تو را كشت و جمع شما را متفرق ساخت و امر خلافت در اهل و معدن آن قرار گرفت ! ! بر ايمان نقل كن كه از آنچه شما بگوئيد و ادّعا كنيد ترسى نداريم « 2 » .
بنى اميّه ، شجرهء ملعونه در قرآن
( 2 ) گفتم : از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم - در حالى كه در بارهء اين آيه از آن حضرت سؤال شد :
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ
« 3 » ، يعنى : « قرار نداديم خوابى را كه به تو نشان داديم مگر فتنهاى براى مردم و بيان شجرهء ملعونه در قرآن » ،
هامش
( 1 ) « ج » : اى معاويه ، من از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه در بارهء آن دو و پدرشان چيزى مىفرمود ، هنگامى كه من نوجوان بودم ، و آن را حفظ كردم و بخاطر سپردم و فراموش نكردهام .
( 2 ) « الف » و « د » : آنچه شما از دست دادهايد به ما ضرر نمىزند . « ب » : آنچه شما بشماريد .
( 3 ) سورهء اسراء : آيهء 60 .