او كتاب سليم را بهمراه خود برداشت و عازم بصره نزديكترين شهر به منطقهء فارس شد . در بصره كتاب سليم را به حسن بصرى نشان داد ، و او پس از مطالعهء كتاب مطالب آن را مورد تأييد قرار داد و گفت : « تمام احاديث آن حق است كه از شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام و غير ايشان شنيدهام » .
ابان ، بصره را بعنوان وطن دوّم خود انتخاب نمود و طبق قوانين آن عصر خود را به طايفهء « بنى عبد القيس » ملحق نمود و نام او در شمار آن قبيله ثبت شد .
كتاب سليم در مكّه و مدينه
ابان از بصره بهمراه كتاب سليم عازم سفر حج شد . او در مكّه با بيش از صد نفر از اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و تابعين ملاقات كرد و از آنان احاديثى فرا گرفت .
بعد از آن ، مقصد او رسيدن به حضور امام زين العابدين عليه السّلام بود تا هر سؤال و مشكلى دارد از امام زمانش بپرسد و از حجّت خدا فرا گيرد ، و اين براى اطمينان كامل خود و نسلهاى آينده بود و براى اينكه هر گونه سؤال اعتقادى برايش حل شود .
كتاب سليم در محضر امام زين العابدين عليه السّلام
ابان در حالى كه كتاب سليم را همراه داشت خدمت امام سجّاد عليه السّلام رسيد . ابو الطفيل و عمر بن ابى سلمة دو صحابى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نيز در خدمت حضرت حضور داشتند .
او كتاب سليم را خدمت آن حضرت تقديم نمود ، تا كلامى در بارهء كتاب و مؤلّفش از آن حضرت بشنود .
امام عليه السّلام دستور دادند تا كتاب سليم نزد آن حضرت قرائت شود . ابو الطفيل و عمر بن ابى سلمة ، سه روز - از صبح تا شب - در حضور امام زين العابدين عليه السّلام مىنشستند و كتاب را مىخواندند و آن حضرت استماع مىفرمودند .
اين برنامه ، عنايتى بس عجيب را در شأن اين كتاب مىرساند كه امام معصوم عليه السّلام سه روز بنشيند تا كتاب يكى از اصحابش را كه از دنيا رفته در محضرش بخوانند .
قرائتكنندگان هم دو نفر از بزرگان اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بودند كه تا آن زمان حيات داشتند . اهميّت ديگر مطلب اينكه امام عليه السّلام بدون قرائت هم مىتوانستند مطلبى در بارهء