از سوى ديگر در جنبههاى تبرّى شامل پيشگوئىهاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در بارهء اختلافات امّت و فتنههاى بعد از آن حضرت و نيز در بارهء ظلم قريش و غصب حقوق اهل بيت عليهم السّلام ، رفتار منافقين در زمان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ، اخبار مفصّلى از غصب خلافت و شهادت حضرت زهرا و حضرت محسن عليهما السّلام ، ذكر مطاعن غاصبين خلافت بخصوص اصحاب صحيفهء ملعونه ، گوشههاى مهمى از جنگهاى جمل و صفين و نهروان ، اخبارى از فتنههاى معاويه بعد از امير المؤمنين عليه السّلام و جنايات او نسبت به شيعيان بود .
از يك سو با توجه به محتواى كتاب ممكن بود در دسترس ماندن آن ، آن را بدست نااهلان برساند و مسألهاى ايجاد كند ، و از سوى ديگر از بين بردن آن به قيمت نابود كردن زحمات پرارزش او بود .
به همين جهت سليم گاهى بفكر از بين بردن كتابش مىافتاد ، ولى اقدامى نمىكرد زيرا متوجّه بود كه چنين سرمايهء علمى گرانبها را نبايد بدست تلف سپرد ، و از سوى ديگر در پى كسى بود كه بتواند امانتش را به او بسپارد .
بالاخره فردى كه سليم توانست بعنوان حافظ كتابش به او اعتماد كند كسى جز ابان بن ابى عيّاش تربيتشدهء خود سليم نبود .
وصيّت سليم و تحويل كتاب به ابان
سليم پس از فرار از شرّ حجاج و ورود به شهر نوبندجان بيش از يك سال دوام نياورد و بيمار شد . همين كه آثار مرگ را در خود ديد مخفيانه مسألهء كتابش را با ابان در ميان گذاشت و سرگذشت خود را در تأليف كتاب براى او تشريح كرد و او را متوجه اين نكته نمود كه مطالب اين كتاب براى جامعهاى كه با سيرهء ابو بكر و عمر و عثمان و معاويه پرورش يافتهاند قابل تحمل نخواهد بود و نبايد در دسترس هر نااهلى قرار بگيرد .
بعد از آن ، طى برنامهاى دقيق كتاب خود را رسما به او تحويل داد كه مراحل آن چنين بود :
اولا : ابان را از نظر اعتقادى و امانتدارى مورد آزمايش قرار داد و از هر دو جهت مطمئن شد .