ابان در بارهء مدّتى كه با سليم معاشرت داشته چنين مىگويد :
« او پيرمردى اهل عبادت بود و چهرهاى نورانى داشت . بسيار پر تلاش ، صاحب نفسى بزرگوار و حزنى طولانى بود . او استتار را دوست مىداشت و از اشتهار پرهيز مىكرد » .
سليم هم در بارهء ابان گفته است :
« من با تو معاشرت داشتم و جز آن گونه كه دوست مىداشتم چيزى نديدم » .
بدين ترتيب شرائط عقيدتى و فكرى بين ابان و سليم براى تحويل كتاب آماده شده بود .
تصميم سليم در بارهء كتاب
ديرى نگذشت كه سليم احساس كرد در سرزمين غربت ، عمرش به پايان خود نزديك مىشود ، و مهمترين مسأله براى او حفظ كتابش بود . كتابى كه سرتاسر آن بيان مظلوميّت اهل بيت عليهم السّلام و افشاى بدعتها و جنايات غاصبين خلافت بود و مى توانست چراغ هدايتى براى نسلهاى آينده باشد تا بتوانند دوستان را از دشمنان تشخيص دهند .
سليم نگران كتابى بود كه با تمام وجود در راه تأليف و حفظ آن فداكارى كرده بود و مطالب آن را بطور شفاهى از خود معصومين عليهم السّلام يا از اصحابشان گرفته بود .
كتابى كه در بر دارنده نكات و گوشههاى بسيار دقيقى از تاريخ اسلام بود و او در بدست آوردن آنها زحمت فراوان كشيده بود . كتابى كه در يك نگاه مجموعهاى از معارف و تاريخ اسلام بود كه مىبايست بعنوان پايهء تولّى و تبرّى تلقى شود .
در مسائل مربوط به تولّى شامل مطالبى همچون امامت دوازده امام عليهم السّلام و ذكر نام ايشان ، فضائل اهل بيت عليهم السّلام ، احتجاجها و اتمام حجتهاى امير المؤمنين و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام و اصحابشان در مقابل غاصبين خلافت و بيانات كاملى از ائمه عليهم السّلام در معارف اسلام بود .