احتياط به مصالحه مطلوب است ، مخصوصا اگر مرگ آنها يا مرگ يكى از آنها طبيعى باشد . و اين حكم ، در مرگ بيشتر از دو نفر هم جريان دارد .
( 1 )
مسألهء 4 - اگر هر دو بميرند و معلوم باشد كه يكى از آنها بر ديگرى مقدم است و ليكن در اينكه كدام يك مقدم است شك باشد و تاريخ هر دو مجهول باشد اقوى رجوع به قرعه است
خواه سبب آن ، غرق باشد يا خراب شدن يا غير آنها ، يا هر دو يا يكى از آنها طبيعى بميرد .
( 2 )
مسألهء 5 - راه ارث بردن هر دو طرف اين است كه زنده بودن هر يك از آنها در وقت مردن ديگرى ، فرض شود
و از تركهء او در وقت مرگ ، ارث ببرد ؛ سپس وارث زندهء او ، آنچه را كه او به ارث برده ، ارث مىبرد . البته هيچ يك از آنها از آنچه كه ديگرى از او ارث برده ، ارث نمىبرند . پس اگر پسر و پدرى بميرند و تقدم و تأخر و تقارن مرگها معلوم نباشد و اين پدر غير از پسرى كه با او مرده ، دخترى داشته باشد و تركهاش نهصد باشد و پسر ميت ، پسرى داشته باشد و آنچه را كه تركه گذاشته ششصد باشد ، پس اولا مرگ پدر و زنده بودن پسر فرض مىشود و از پدرش ششصد كه دو ثلث تركه است ارث مىبرد و آن حق پسرش يعنى پسر پسر ميت مىباشد و بقيه حق خواهر او است . سپس مردن پسر و زنده بودن پدر فرض مىشود پس ، از پسر ، صد كه سدس تركهاش است ارث مىبرد و به دخترش داده مىشود و بقيه حق پسر پسرش است .
( 3 )
مسألهء 6 - در ارث بردن هر دو طرف ، مانع نبودن از ارث در هر يك از آنها شرط است .
و اگر يكى از آنها محجوب باشد طرفش از او ارث مىبرد كما اينكه اگر يكى از آنها ، تركهاى از مال يا حق نداشته باشد از كسى كه تركه دارد ارث مىبرد پس در ارث او از طرف ، ارث بردن طرف از او شرط نيست .
( 4 )
[ فصل ] سوّم در ميراث مجوس و غير آنان از كفّار است
( 5 )
مسألهء 1 - مجوس و غير آنها از فرقههاى كفّار گاهى طبق مذهبشان - بنابر آنچه كه گفته شده است - با كسانى كه ما آنان را محرمات مىدانيم ازدواج مىكنند
و گاهى با كسانى كه ما آنان را حلال مىدانيم ازدواج مىكنند ؛ پس اينها داراى نسب و سبب صحيح و نسب و سبب فاسد هستند .
( 6 )