( 1 )
مسألهء 6 - براى تلقيح و توليد انواعى است كه در آينده امكان دارد تحقق پيدا كنند .
از جملهء آنها - اينكه : نطفهاى كه منشأ فرزند است از ميوهها و حبوبات و مانند آنها گرفته شود و با عمل تلقيح به زن منشأ فرزند شود .
و معلوم است كه اين به غير مادرش ملحق نمىشود . و الحاق او به مادرش ، اضعف اشكالا است از تلقيح نطفهء مرد .
و از جملهء آنها - اينكه : نطفهء مرد گرفته شود و در رحم مصنوعى تربيت شود مانند مرغهاى مصنوعى پس به مرد ملحق مىشود و به غير او ملحق نمىگردد .
و از جملهء آنها - اينكه : نطفه از ميوهها و مانند آنها گرفته شود پس در رحم مصنوعى قرار بگيرد پس توليد پيدا شود . و اين قسم اگر فرض شود ، به هيچ وجه اشكالى ندارد و به احدى ملحق نمىشود .
( 2 )
مسألهء 7 - اگر از نطفهء مرد در رحم مصنوعى پسر و دختر پيدا شوند برادر و خواهر پدرى مىباشند
و مادرى براى آنها نيست . پس از ازدواج آنها ( با همديگر ) و همچنين نكاح كسى كه از ناحيه پدر ازدواجش حرام است - اگر توليد به وجه عادى بود - جايز نيست . و اگر از نطفهء مصنوعى در رحم زنى ، پسر و دختر حاصل شد اينها برادر و خواهر مادرى هستند و پدرى براى آنها نيست پس تزويج آنها و همچنين تزويج كسى كه از طرف مادر حرام است ، جايز نمىباشد .
( 3 )
مسألهء 8 - اگر مرد و زن از نطفه مصنوعى و رحم مصنوعى پيدا شوند ظاهر آن است كه بين آنها نسبتى نمىباشد
پس تزويج يكى از آنها به ديگرى جايز است و توارثى بين آنها نيست ، اگر چه نطفه مثلا از يك سيب گرفته شده باشد .
( 4 )
مسألهء 9 - اگر بچه به واسطه معالجه ، قبل از مدت اقل حمل ، متولد شود
كما اينكه از سير طبيعىاش به واسطه بعضى از اشعه ، سرعت پيدا كند ، يا بعد از مدت اكثر حمل متولد شود براى منع از سير طبيعىاش و كند نمودن آن ، بچه به پدرش ملحق مىشود بعد از علم به اينكه از نطفهء او مىباشد . و اگر چنين تولدى به جهت ضعف اشعه خورشيد و تغيير طبيعت زمين ، طبيعى شود فرزند به فراش ملحق مىشود با اينكه شك هم باشد . و همچنين اگر در بعضى از مناطق طبيعى اكثر الحمل يا اقل حمل بر خلاف مناطق ما باشد در صورت امكان حكم به الحاق فرزند مىشود و با مناطق ما مقايسه نمىشود .
( 5 )